گفتند : « غير از ساعتى درنگ نكردند » و يك ساعت مقدار كمى از زمان است ، گويا خيال مىكردند كه هنوز هم در دنيا هستند ، چون فهم و شعورشان همين قدر بود .
لذا اهل علم و ايمان سخن ايشان را رد كردهاند ، كه درنگ آنان يك ساعت نبوده ، بلكه به مقدار فاصله بين دنيا و آخرت بوده است ، همان فاصله اى كه آيه « وَمِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ » « 1 » آن را بيان مىكند .
اهل علم و ايمان نتيجه گرفتند كه اين همان روز قيامت است ، و ليكن مجرمين از آنجا كه هميشه در باره قيامت در شك بودند ، و جز به امور مادى دنيوى يقين پيدا نمىكردند ، لذا پنداشتند كه بيش از يك ساعت از ساعتهاى دنيا از مردنشان نگذشته است .
اين است معناى كلام اهل علم و ايمان كه گفتند * ( « لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللَّه إِلى يَوْمِ الْبَعْثِ فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ وَلكِنَّكُمْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » ) * يعنى شما جاهل و شكاك بوديد ، يقين به چنين روز نداشتيد ، و به همين جهت امروز امر بر شما مشتبه شده است .
از اينجا معلوم مىشود كه مراد از علم و ايمان در جمله * ( « أُوتُوا الْعِلْمَ وَالإِيمانَ » ) * يقين و التزام به مقتضاى يقين است ، و اصولا « علم » در زبان قرآن عبارت است از يقين به خدا و آيات او ، و « ايمان » به معنى التزام به آنچه يقين اقتضاى آن را دارد كه خود موهبتى است الهى .
و نيز از اينجا روشن مىشود كه مراد از * ( « كِتابِ اللَّه » ) * ، كتابهاى آسمانى ، و يا خصوص قرآن كريم است ، و اينكه بعضى « 2 » از مفسرين گفتهاند در آيه تقديم و تاخيرى به كار رفته است ، و تقدير آيه : « و قال الذين اوتوا العلم و الايمان فى كتاب اللَّه لقد لبثتم الى يوم البعث » مىباشد صحيح و قابل اعتنا نيست .
* ( « فَيَوْمَئِذٍ لا يَنْفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَلا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ » ) * « استعتاب » به معناى طلب عتبى است ، و « عتبى » به معناى از بين بردن عتاب است ، و معناى آيه اين است كه : آن روز معذرت خواهى از ظلم سودى به حالشان ندارد ، و از ايشان نمىخواهند تا عتاب را از خود زايل كنند .
* ( « وَلَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ ) * . . . * ( إِلَّا مُبْطِلُونَ » ) * اين آيه اشاره است به اينكه اشخاص مورد بحث به روگردانى از حق مبتلا شدند ، به
هامش
( 1 ) و در پشت سرشان فاصله اى است تا روزى كه مبعوث شوند . سوره مؤمنون ، آيه 100 .
( 2 ) روح المعانى ، ج 21 ، ص 60 .