* ( « وَلَئِنْ أَرْسَلْنا رِيحاً فَرَأَوْه مُصْفَرًّا لَظَلُّوا مِنْ بَعْدِه يَكْفُرُونَ » ) * ضمير در « فرأوه » به نبات بر مىگردد ، البته لفظ نبات در سابق نيامده بود ، بلكه معناى آن از سياق استفاده مىشود ، پس ضمير به نبات مستفاد از معنا بر مىگردد ، و جمله « لظلوا » جواب سوگند ، و قائم مقام جزاى شرط « لئن » است ، و معنايش اين است كه سوگند مىخورم كه اگر باد سردى بفرستيم كه زراعتهايشان و درختهايشان را زرد كند ، و ببينند كه روييدنيهايشان زرد شده ، بلا درنگ به نعمتهاى خدا كفران مىورزند .
پس در آيه شريفه مشركين را سرزنش مىكند به اينكه به سرعت دلهايشان زير و رو مىشود ، هنگام نعمت يك جور ، و هنگام نقمت جور ديگر ، به محضى كه آثار نعمت نزديك مىشود ، بى درنگ خوشحال مىشوند ، و چون بعضى از نعمتها را از ايشان بگيرد بدون هيچ درنگى نعمتهاى مسلم و روشن را منكر مىشوند .
بعضى « 1 » گفتهاند ضمير در « فرأوه » به كلمه سحاب بر مىگردد ، چون سحاب ( ابر ) وقتى زرد رنگ شد ديگر نمىبارد . بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : به كلمه « ريح » بر مىگردد ، چون كلمه مذكور هم مرجع ضمير مؤنث مىشود و هم مذكر ليكن هر دو قول بعيد است .
* ( « فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى ) * . . . * ( فَهُمْ مُسْلِمُونَ » ) * اين جمله علت مطلبى را كه از سياق سابق فهميده مىشد بيان مىكند ، گويا فرموده :
اين قدر مشغول اين گونه افراد سست عنصر مشو ، و غم بى ايمانيشان را مخور ، كه چرا يك دم خوشحال و يك دم مايوسند ، و به آيات ما ايمان نمىآورند ، و در آنها تعقل نمىكنند ، چون اينان مردگانى كر و كورند ، و تو نمىتوانى چيزى به ايشان بشنوانى ، و هدايتشان كنى ، تو ، تنها كسانى را مىشنوانى و هدايت مىكنى كه به آيات ما ايمان داشته باشند ، يعنى در اين جهتها تعقل كنند ، و تصديق نمايند ، پس تنها اين گونه افراد مسلمند . و چون تفسير اين دو آيه در سوره نمل گذشت ديگر تكرار نمىكنيم .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 310 .
( 2 ) روح المعانى ، ج 21 ، ص 54 .