تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
حدى كه ديگر هر چه مثلها برايشان آورده شود ، و هر قدر آن مثلها ، حق را به دلها نزديك كند ، سودى به حالشان ندارد ، چون مهر بر لبهايشان زده شده ، و حالت روگردانى جزو طبيعتشان شده است . و لذا دنبال اين بيان فرموده * ( « وَلَئِنْ جِئْتَهُمْ بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ » ) * يعنى هر آيتى برايشان بياورى آنها كه كافر شدند خواهند گفت چيزى جز باطل نياورده اى ، و اين را بدان جهت مىگويند كه روگردان از حق شدند ، و هر حقى را باطل مىبينند . در اين جمله مىتوانست به آوردن ضمير كفار اكتفاء نموده ، بفرمايد : « و لئن جئتهم بآية ليقولون ان انتم . . . » ، ولى به جاى ضمير ، كلمه موصول « الذين » و صله « كفروا » را آورده ، براى اين كه منشا و علت اين حرفشان را بيان كند و بفهماند كه اگر اين حرف را مىزنند به خاطر كفرشان است . * ( « كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّه عَلى قُلُوبِ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ » ) * منظور از جمله « نمىدانند » اين است كه در باره خدا و آيات او كه يكى از آنها مساله بعث است جاهلند ، و تازه بر جهل و شك خود اصرار هم مىورزند . * ( « فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّه حَقٌّ وَلا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لا يُوقِنُونَ » ) * يعنى به هر عكس العملى كه با تو روبرو مىشوند بساز ، و در برابر اينكه مىگويند : * ( « إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ » ) * و ساير زورگوييهايشان صبر كن ، كه وعده خدا حق است و اگر او وعده داده كه ياريت كند ، قطعا خواهد كرد ، هم چنان كه در آيات قبل نيز فرموده : « وكانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ » ، پس كسانى كه يقين به وعده خداى سبحان ندارند ، تو را سست نسازند . و اينكه بعضى « 1 » گفته‌اند مراد از * ( « لا يُوقِنُونَ » ) * ، اين است كه به آنچه از آيات بينات كه برايشان مىخوانى يقين ندارند ، و آن را تكذيب نموده تو را با اباطيل خود اذيت مىكنند ، صحيح نيست ، چون همانطور كه گفتيم وعده آخر آيه و اول آن يكى است ، و آن وعده به نصرت است .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 21 ، ص 62 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 310 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى