حياتشان و حيات حيوانات و گياهان به ايشان رسيده .
* ( « وَإِنْ كانُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ مِنْ قَبْلِه لَمُبْلِسِينَ » ) * كلمه « مبلسين » از مصدر « ابلاس » است ، و ابلاس به معناى ياس و نوميدى است . و ضمير در « ينزل » به كلمه « ودق » بر مىگردد . همچنين ضمير در كلمه « من قبله » ، - به طورى كه گفتهاند « 1 » - و بنا بر اين كلمه « من قبله » تاكيد جمله * ( « مِنْ قَبْلِ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ » ) * خواهد بود ، و فائده اين تاكيد - باز به طورى كه گفتهاند « 2 » - فهماندن سرعت دگرگونى دلها از ياس به خوشحالى است ، چون جمله * ( « مِنْ قَبْلِ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ » ) * بيش از اين نمىرسانيد ، كه خشكى زدگان قبل از اينكه باران آيد نوميد بودند ، و احتمال دارد كه نوميدى آنان مدت زيادى قبل از آمدن باران بوده و كلمه « من قبله » احتمال فاصله زياد را دفع نموده ، مىرساند در همان يك لحظه قبل نوميد بودند .
و در كشاف گفته كه جمله « من قبله » از باب تكرار ، و به منظور تاكيد است ، مانند تكرار در آيه « فَكانَ عاقِبَتَهُما أَنَّهُما فِي النَّارِ خالِدَيْنِ فِيها » و معناى تاكيد در دلالت ، و معناى تاكيد در قبليت ، اين است كه دلالت كند بر اينكه عهد مردم به باران طولانى شده بود ، چون مدتها بود باران نديده بودند ، در نتيجه نوميديشان از باران در دلهايشان محكم و جايگير شده بود ، و بدين جهت وقتى باران را ديدند خوشحالى آن مدت كوتاه به اندازه غم و اندوه آن مدت طولانى بود « 3 » .
و چه بسا گفته « 4 » شده كه ضمير در جمله « من قبله » به ارسال رياح بر مىگردد ، و معناى آيه اين است كه : « هر چند قبل از فرستادن باران بر آنان و بلكه قبل از برخاستن باد مايوس و نوميد بودند » .
* ( « فَانْظُرْ إِلى آثارِ رَحْمَتِ اللَّه ، كَيْفَ يُحْيِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ ذلِكَ لَمُحْيِ الْمَوْتى وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » ) * كلمه « آثار » جمع اثر است ، و اثر به معناى باقى مانده اى از چيزى است كه بعد از رفتنش بماند ، و به هر بيننده بفهماند كه قبلا چنين چيزى در اينجا بوده ، مانند اثر پا ، و اثر ساختمان ، ليكن به عنوان استعاره در هر چيزى كه متفرع بر چيز ديگرى شود ، استعمال
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 309 .
( 2 ) روح المعانى ، ج 21 ، ص 53 .
( 3 ) تفسير الكشاف ، ج 3 ، ص 485 .
( 4 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 309 .