تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
و اين توجه تكوينى از آنجا كه مستند به خداى تعالى است ، نامش را هدايت عام الهى مىگذاريم ، و - همانطور كه متذكر شديم - اين هدايت تكوينى در هدايت هيچ نوعى از مسير تكوينى آن خطا نمىرود ، بلكه با استكمال تدريجى و به كار بستن قوا و ادواتى ، كه مجهز به آنها است ، براى آسانى مسير ، آن را به غايت نهايى سوق مىدهد . هم چنان كه فرموده : « رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَه ثُمَّ هَدى » « 1 » و نيز فرموده : « الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدى ، وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعى فَجَعَلَه غُثاءً أَحْوى » « 2 » .
2 - در اين ميان نوع انسان نيز همين وضع را دارد ، و از آن حكم كلى مستثنى نيست ، به اين معنا كه او نيز مشمول هدايت عامه است ، چون مىدانيم از آن روزى كه نطفه اش شروع به تكون مىكند ، به سوى يك انسان تمام عيار متوجه است ، انسانى كه آثار انسانيت و خواص آن را دارد ، و تا رسيدن به اين هدف نهايى مرحله هايى را طى مىكند ، علقه مضغه ، و مضغه عظام ، و سپس جنين مىشود ، طفل مىگردد ، مراهق مىشود ، جوان و كامل مرد ، و پير مىگردد . چيزى كه هست يك تفاوت بين انسان با ساير انواع حيوانات و نباتات و غير آن هست ، و آن اين است كه : هر چند بعضى حيوانات نيز اجتماعى زندگى مىكنند ، ليكن در قبال مدنيت بشر چيزى نيست ، آرى انسان به خاطر احتياجات تكوينى بيشترى كه دارد ، و نواقص بيشترى كه در وجود او هست ، نمىتواند همه نواقص خود را خودش به تنهايى تكميل كند ، و همه حوايج وجودىاش را خودش برآورد ، به اين معنا كه يك فرد از انسان زندگى انسانىاش تمام نمىشود ، در حالى كه خودش باشد و خودش ، بلكه محتاج است به اينكه نخست يك اجتماع كوچك خانواده اى تشكيل شود ، و سپس يك اجتماع بزرگ شهرى به وجود آيد ، و از مسير ازدواج و تعاون و همكارى ، با ديگران جمع شود ، و همه با هم و با همه قواشان كه بدان مجهزند در رفع حوائج همه بكوشند ، و سپس حاصل زحمات را بين همه تقسيم كنند ، و هر كس به قدر شانى كه در اجتماع دارد سهم خود را از آن بگيرد . خواننده عزيز در مباحث سابق اين كتاب خوانده كه گفتيم : مساله مدنيت و اجتماعى زندگى كردن طبيعى انسان نيست ، و چنين نيست كه از ناحيه طبيعت تحريك بر اين معنا شود ، بلكه او طبيعت ديگرى دارد كه نتيجه آن به وجود آمدن قهرى مدنيت است ، و
هامش
( 1 ) خداى ما آن كسى است كه همه موجودات عالم را نعمت وجود بخشيده و سپس به راه كمالش هدايت كرده . سوره طه ، آيه 50 . ( 2 ) آن خدايى كه خلق كرد و تمام عيار خلق كرد و آن كسى كه اندازه گيرى كرد و سپس هدايت نمود و آن كسى كه گياهان را رويانيد و آن را خزان و افتاده كرد . سوره اعلى ، آيه 5 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 285 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى