مؤلف : اين روايت را در تهذيب هم از ابراهيم بن عمر ، از آن جناب « 1 » ، و نيز در تفسير قمى از حفص بن غياث ، از آن جناب « 2 » و در مجمع البيان بدون ذكر سند از امام باقر ( ع ) آوردهاند « 3 » .
و در مجمع البيان در ذيل آيه * ( « فَأُولئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ » ) * گفته امير المؤمنين ( ع ) فرموده : خداى تعالى نماز را واجب كرد تا خلق از تكبر منزه شوند ، و زكات را واجب كرد تا سبب زيادى رزقشان گردد ، و روزه را واجب كرد تا خلقشان را بيازمايد و خالص كند ، و صله رحم را واجب كرد تا جمعيت زياد شود « 4 » .
و در كتاب فقيه خطبه اى از فاطمه زهراء ( ع ) نقل كرده كه در آن فرمود :
خداوند ايمان را واجب كرد تا دلها از شرك پاك گردد ، و نماز را واجب كرد ، تا مردم را از مرض تكبر پاك كند ، و زكات را واجب كرد تا رزقشان زياد شود « 5 » .
گفتارى در معناى فطرى بودن دين در چند فصل
1 - اگر انواع موجودات ، از جاندار و بى جان ، شعور دار و بى شعور را مورد تامل قرار دهيم كه به تدريج و يكى پس از ديگرى موجود مىشوند ، و تكامل مىكنند ، يعنى از خاك خشك و بى جان به سوى حيات حركت نموده ، و به صورت انواع نباتات در مىآيند ، و از نبات به سوى حيات داراى شعور حركت نموده ، به صورت انواع حيوانات در مىآيند ، و از آن مرحله نيز گذشته و به صورت موجودى عاقل در مىآيد ، خواهيم ديد كه هر نوعى از آنها در وجود خود سيرى تكوينى ، و معين دارد و داراى مراحل مختلفى است ، بعضى از مراحل قبل از بعض مراحل ديگر ، و بعضى بعد از بعضى ديگر است ، بطورى كه نوع به هر يك از آن مراحل مىرسد بعد از آن كه از مرحله قبلى گذشته باشد ، و به مرحله بعدى هم نرسيده باشد ، و اين نوع هم چنان با طى منازل استكمال مىكند تا به آخرين مرحله كه نهايت درجه كمال اوست برسد .
از سوى ديگر اين مراتبى كه در طى حركت نوع مشاهده مىكنيم ، هر يك از آنها
هامش
( 1 ) التهذيب ، ج 5 ، ص 15 .
( 2 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 159 ( ط قم ) .
( 3 و 4 ) مجمع البيان ، ج 8 ، ص 306 .
( 5 ) فقيه ، ج 3 ، ص 467 .