تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
تعليل جمله * ( « وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْه » ) * است ، و حاصل آن اين است كه : هر صفت كمال كه در موجودى از موجودات زمين و آسمان باشد چه صفت جمال باشد ، و چه جلال ، اعلا مرتبه آن ، يعنى مطلق غير مقيد ، و خالص بدون خلط و شائبه آن در خدا است ، پس آسان ديگران براى او آسانتر است . * ( « وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » ) * - اين جمله در مقام تعليل جمله * ( « وَلَه الْمَثَلُ الأَعْلى . . . » ) * است ، و معنايش اين است كه : بدين جهت گفتيم كه عالىترين صفات از آن اوست ، كه او عزيز است ، يعنى واجد است آنچه را كه ديگران فاقد آنند ، و ممكن نيست چيزى برايش ممتنع باشد ، و نيز براى اينكه او حكيم است ، و نقص و فتور عارض بر فعل او نمىشود ، چون اگر يكى از صفات او كه در ديگران نيز هست اعلا نمىبود ، قهرا محدود و غير مطلق ، و مخلوط به ضد و آميخته با نقص و قصور مىبود ، و به خاطر همين نقص و قصور ذليل و پست مىشد ، و حال آنكه او عزيز است ، و عزتش على الاطلاق است ، از سوى ديگر اگر نقص در او راه مىداشت ، اين نقص و فتور در فعل او رخنه ايجاد مىكرد ، و ديگر حكيم على الاطلاق نمىبود ، و حال آنكه حكيم على الاطلاق است .
* ( « ضَرَبَ لَكُمْ مَثَلًا مِنْ أَنْفُسِكُمْ هَلْ لَكُمْ مِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ شُرَكاءَ فِي ما رَزَقْناكُمْ فَأَنْتُمْ فِيه سَواءٌ تَخافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ . . . » ) * كلمه « من » در جمله « من انفسكم » براى ابتداء غايت است ، يعنى خداوند براى شما مثلى زده كه از خود شما اخذ شده ، و از حالات خود شما گرفته شده ، آن گاه با جمله * ( « هَلْ لَكُمْ » ) * شروع به آن مثل مزبور شده است ، و استفهام آن انكارى است و كلمه « ما » در جمله * ( « مِنْ ما مَلَكَتْ » ) * نوعيت را مىرساند ، يعنى از نوع آنچه شما مالكيد ، از قبيل بردگان و كلمه « من » در جمله « من شركاء » زيادى است ، و « شركاء » مبتدا ، و جمله * ( « فَأَنْتُمْ فِيه سَواءٌ » ) * تفريع بر شركت است و كلمه « انتم » خطابى است كه از طريق غلبه شامل بردگان و مالكين آنان مىشود ، و جمله * ( « تَخافُونَهُمْ كَخِيفَتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ » ) * به اين معنا است كه : مىترسيد مملوكهاى شركاء در تصرف مال مشترك استبداد به خرج دهند ، همانطور كه مىترسيد كه شركاى آزاد و مثل خودتان در مال مشترك تصرف كنند ، بدون اينكه اجازه و رضايتى از شما كسب كرده باشند . و اين مثلى است كه خداى تعالى براى بطلان پندار مشركين زده ، كه براى خدا شريكهايى از مخلوقات خود او گرفته‌اند ، و آنها را چون خدا « إله و رب » پنداشته‌اند ، و اين مثل را به صورت استفهام انكارى آورده ، مىپرسد : آيا هيچ در بين مملوكها و غلام و كنيزهاى