با نصب خواندهاند .
احتمال هم دارد از باب حذف مضاف باشد ، و تقرير آن « و من آياته آية ان يريكم البرق - و يكى از آيات او آيت نشاندادن برق به شما است » باشد ، هم چنان كه احتمال دارد تقدير آن « و من آياته آية البرق » باشد ، و جمله * ( « يُرِيكُمُ الْبَرْقَ . . . » ) * جمله استينافى باشد ، و نيز احتمال دارد جمله « من آياته » متعلق باشد به جمله « يريكم » و تقدير كلام « يريكم من آياته البرق » باشد ، و نيز احتمال دارد « من آياته » حال از « البرق » باشد و تقدير كلام « و يريكم البرق حال كون البرق من آياته » باشد ، يعنى برق را به شما نشان مىدهد ، در حالى كه برق يكى از آيات اوست .
اينها وجوه متفرقى است كه خواننده خود به دورى آنها از ذهن آگاه است ، علاوه بر اين بعضى از آنها كلام را در اين آيه از سياق آيات سابق كه نظير همين آيه هستند خارج مىسازد ، مانند دو وجه اخير .
و جمله * ( « خَوْفاً وَطَمَعاً » ) * معنايش « خوفا من الصاعقه ، و طمعا فى المطر - ترس از صاعقه و طمع به باران » است ، و تفسير جمله : * ( « وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ ماءً فَيُحْيِي بِه الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها » ) * مكرر در اين كتاب گذشت ، و معناى جمله * ( « إِنَّ فِي ذلِكَ لآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ » ) * اين است كه : كسانى كه اهل تعقل هستند ، مىفهمند كه در اين ميان عنايتى به اين نظام كه سراپا مصلحت است مىباشد ، و پديد آمدن ، صرفا از باب تصادف و اتفاق نيست .
* ( « وَمِنْ آياتِه أَنْ تَقُومَ السَّماءُ وَالأَرْضُ بِأَمْرِه ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الأَرْضِ إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ » ) * كلمه قيام كه لفظ « تقوم » مضارع آن است به معناى ايستادن ، و در مقابل قعود است كه به معناى نشستن است ، و چون معتدلترين حالات آدمى ، كه در آن بر همه كارهايش مسلط است ، حالت ايستادگى است ، لذا در عرب وقتى بخواهند از ثبوت و استقرار چيزى بر معتدلترين حالاتش خبر دهند ، تعبير به قيام آن چيز مىكنند ، هم چنان كه در قرآن كريم بر تدبير عالم از ناحيه خدا قيام اطلاق كرده ، و فرموده : « أفَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ » « 1 » .
و مراد از قيام آسمان و زمين به امر خدا ، ثبوت آن دو است بر حالاتى كه عبارت است از حركت و سكون و تغيير و ثبات كه خدا به آنها داده ، و اما اينكه كلمه « أمر » به چه
هامش
( 1 ) آيا كسى كه او قائم بر هر نفسى است به آنچه مىكند . سوره رعد ، آيه 33 .