تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
هستند ، از اين رو معبود شما شده ، و شما آنها را مىپرستيد كه از شما راضى شوند ، و در نتيجه روزى به شما بدهند ، و روزيتان را فراوان سازند ، و ليكن بايد بدانيد كه اينها مالك رزقى براى شما نيستند ، و آن كس كه مالك رزق شما است خدا است ، كه سبب امتداد بقاى شماست ، چون اوست كه شما را آفريده ، و نيز رزقتان را خلق كرده ، و آن رزق را سبب امتداد بقاى شما قرار داده ، چون ملكيت تابع خلقت و ايجاد است . و چون برگشت معناى جمله مورد بحث به اين معنا بود ، لذا دنبال آن فرمود : * ( « فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّه الرِّزْقَ وَاعْبُدُوه وَاشْكُرُوا لَه » ) * يعنى حال كه رزق شما نزد خدا است ، و غرض شما هم از عبادت رزق است ، پس رزق را از خدا بخواهيد ، چون اوست كه مالك رزق شماست ، پس غير او را نپرستيد ، بلكه تنها خدا را بپرستيد ، و او را شكر گزاريد كه به شما رزق داده ، و به انواع نعمتها بهره مند ساخته ، و شكر منعم در برابر آنچه انعام كرده واجب است . * ( « إِلَيْه تُرْجَعُونَ » ) * - اين جمله در مقام بيان علت جمله * ( « وَاعْبُدُوه وَاشْكُرُوا لَه » ) * است ، و به همين جهت بدون واو عاطفه آمده ، و در آن فهمانده كه اين كه گفتيم خدا را عبادت كنيد ، نه براى اين كه به شما رزق دهد ، بلكه براى اينكه به سويش باز مىگرديد ، و از شما حساب مىكشد ، چون اگر قيامتى و رجوعى و حسابى نبود ، براى عبادت خدا هيچ علت قانع كننده اى وجود نداشت ، چون رزق و امثال آن هر يك براى خود اسباب خاص طبيعى دارد ، و رزق نه با عبادت زياد مىشود ، و نه با كفر نقصان مىپذيرد ، پس تنها ملاك عبادت سعادت اخروى است ، كه با ايمان و كفر و عبادت و شكر و ترك عبادت و كفران مختلف مىشود ، پس بايد مساله رجوع به خدا باعث عبادت و شكر شود ، نه طلب رزق . * ( « وَإِنْ تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ وَما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِينُ » ) * از ظاهر آيه برمىآيد كه تتمه كلام ابراهيم ( ع ) باشد ، ولى بعضى « 1 » از مفسرين گفته‌اند : « كلام خدا و خطاب به مشركين قريش است » ولى به نظر ما بعيد است . و معناى شرط « ان » و جزاء * ( « فَقَدْ كَذَّبَ . . . » ) * كه در صدر آيه است ، اين است كه : تكذيب از شما بعيد نيست ، بلكه انتظارش هم مىرفت ، براى اينكه اين عمل همانند سنت جارى در همه امتهاى مشرك است ، و بناى مشركين هميشه بر آن بوده ، شما هم يكى از آنها و آخرين آن امتهاييد ، و در اين ميان هيچ وظيفه اى متوجه من نيست ، چون من رسول هستم ، و بدان جهت كه رسولم جز ابلاغ ، هيچ مسئوليتى ندارم .
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 20 ، ص 145 .