نعمتى است كه خدا به وى ارزانى داشته ، تا بوسيله آن به سوى حق هدايت كند ، و به توحيد دعوت نمايد ، پس بر او لازم است كه هيچ كافرى را بر كفرش اعانت نكند ، و در برابر جلوگيريهاى آنان از آيات خدا بعد از آنكه به وى نازل شده تسليم نگردد ، هم چنان كه موسى ( ع ) با پروردگارش عهد بست كه در برابر نعمتهايى كه بر او انعام كرد ، يعنى نعمت حكمت و علم ، هيچ وقت پشتيبان مجرمين نشود . و به زودى خواهد آمد كه به رسول اكرم اسلام مىفرمايد : * ( « وَلا يَصُدُّنَّكَ . . . » ) * ، كه آن اجمال * ( « فَلا تَكُونَنَّ ظَهِيراً لِلْكافِرِينَ » ) * را شرح مىدهد .
* ( « وَلا يَصُدُّنَّكَ عَنْ آياتِ اللَّه بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَيْكَ . . . » ) *
اين آيه رسول گرامى ( ص ) را نهى مىكند از اينكه از آيات خدا روى بگرداند ، چيزى كه هست اين معنا را در لسان نهى كفار از جلوگيرى از آيات ، و از منصرف كردن آن جناب بيان كرده ، و خلاصه به كفار مىفرمايد كه : نبايد رسول ما را از تبليغ آيات جلوگيرى كنند ، و او را از ماموريت خود منصرف نماييد .
و وجه اين تعبير اين است كه : انصراف آن جناب مسبب از سد و جلوگيرى آنان است ، و اين تعبير نظير نهيى است كه به آدم و همسرش كرده ، مىفرمايد : « فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ - بايد كه شيطان شما را با وسوسه خود از بهشت بيرون نكند » يعنى شما با وسوسه شيطان از بهشت بيرون نشويد .
و ظاهرا اين آيه شريفه و آيه بعدش در مقام شرح است براى جمله * ( « فَلا تَكُونَنَّ ظَهِيراً لِلْكافِرِينَ » ) * ، و فايده اين شرح تاكيد نهى است از طريق شمردن موارد آن يكى پس از ديگرى ، لذا اول او را نهى كرد از انصراف و روگردانى از قرآنى كه بر او نازل شده ، به خاطر اينكه مشركين مىگويند اين قرآن شعر است يا كهانت است ، يا اساطير و خرافات قديمى است كه برايش نوشتهاند ، بار دوم او را امر مىكند به اينكه مردم را به سوى پروردگار خود بخواند ، بار سوم نهى مىكند از اينكه از مشركين شود ، و آن گاه اين نهى را تفسير مىكند به اينكه با خدا ، خدايى ديگر بخواند .
و اگر صفت ربوبيت را تكرار كرد ، و نيز آن را به خود آن جناب نسبت داد ، و مكرر فرمود : « ربك » ، همه براى اين است كه بفهماند آن جناب را به رحمت و نعمت خود اختصاص داده ، و تنها اوست كه خدا را بندگى مىكند و مشركين با او خدا را عبادت نمىكنند .
* ( « وَلا تَدْعُ مَعَ اللَّه إِلهاً آخَرَ » ) * در سابق گفتيم كه اين جمله به منزله تفسيرى است براى آيه * ( « وَلا تَكُونَنَّ مِنَ
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 133
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٣٣