تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
زيادت است ، و پر واضح است كه توحيد شخص موحد كه در يك حدى از شدت و ضعف قرار دارد ، اگر در وقت جزا دادن چند برابر شود از برابرش بهتر است .
بحث روايتى
در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه در كتاب مصنف و ابن منذر ، ابن ابى حاتم ، حاكم - وى حديث را صحيح دانسته - و ابن مردويه ، از ابن عباس روايت آورده‌اند كه گفت : قارون مردى از قوم موسى ( ع ) ، و پسر عموى آن جناب بود ، و همواره در جستجوى علم بود ، تا آنكه علم بسيارى جمعآورى نمود ، و هم چنان به كار خود ادامه داد تا روزى كه بر موسى ( ع ) طغيان كرد ، و به وى حسد ورزيد . موسى ( ع ) به او فرمود : خداى تعالى به من دستور داده كه از بندگانش زكات بگيرم ، تو هم بايد زكات مالت را بدهى ، قارون از اطاعت اين دستور سرباز زد ، و به مردم گفت : موسى ( ع ) مىخواهد مال مردم را بخورد ، اول دم از نماز زد ، شما اطاعتش كرديد ، و دستورهايى ديگر داد همه را اطاعت كرديد ، آيا باز او را اطاعت مىكنيد و اموالتان را به او مىدهيد ، مردم گفتند : نه ما نمىخواهيم به اين كار تن در دهيم ، ولى چه چاره اى داريم ؟ گفت : من نظرم اين است كه بفرستم به سراغ يكى از زنان فاحشه بنى اسرائيل ، و وقتى آمد او را تحريك كنيم ، و به سر وقت موسى بفرستيم كه او را متهم كند به اينكه خواسته اى با من زنا كنى . مردم اين نظريه را پسنديده ، شخصى نزد آن زن فاحشه فرستادند و به دو گفتند : اگر شهادت دهى كه موسى با تو زنا كرده است هر چه بخواهى به تو مىدهيم ، زن پذيرفت . قارون نزد موسى ( ع ) آمد ، و گفت : دستور بده بنى اسرائيل جمع شوند ، و آنان را به آنچه خدايت فرموده آگاه كن ، موسى ( ع ) قبول كرد ، و بنى اسرائيل را جمع كرد ، و به ايشان فرمود : شما را جمع كرده‌ام تا به اطلاعتان برسانم كه پروردگارم چه دستوراتى داده ، بنى اسرائيل گفتند : چه دستور داده ؟ فرمود : مرا دستور داده تا به شما بگويم تنها خدا را بپرستيد ، و چيزى را شريك او مگيريد ، و صله رحم كنيد ، و چه و چه كنيد ، تا آنكه فرمود : و اينكه اگر كسى زنا كرد در صورتى كه زن داشته باشد سنگسارش كنيد ، گفتند : هر چند كه خودت باشى ؟ فرمود بله اگر خودم نيز زنا كنم بايد سنگسار شوم ، گفتند : خوب تو زنا كرده اى ، و بايد سنگسار شوى ، موسى ( ع ) با تعجب پرسيد : من زنا