صفت صبر دارند ، و مىتوانند تلخى مخالفت طبع و سركوبى نفس اماره را تحمل كنند .
* ( « فَخَسَفْنا بِه وَبِدارِه الأَرْضَ . . . » ) *
دو ضمير « به » و « بداره » به قارون برمىگردد ، و چون خسف و فرو بردن قارون و خانه اش در زمين متفرع بر بغى و طغيان او بود « فاء » تفريع بر سر اين جمله آمد .
* ( « فَما كانَ لَه مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَه مِنْ دُونِ اللَّه ، وَما كانَ مِنَ المُنْتَصِرِينَ » ) * - كلمه « فئة » به معناى جماعتى متمايل بهم است ، و در كلمه « ينصرونه » و كلمه « منتصرين » در اين آيه معناى منع و امتناع نهفته است و حاصل معنا اين است كه : قارون ، هيچ جماعتى نداشت كه او را از عذاب شدن منع كنند ، و خودش هم از ممتنعين نبود ، كه زير بار عذاب نرود ، و اين درست بر خلاف پندارى بود كه يك عمر در سر مىپرورانيد ، و خيال مىكرد كه آن عامل كه ثروت و خير را به سويش جلب نموده و شر را از او دفع مىكرد ، حول و قوت خودش و جمعيت و خدم و حشمش بود ، كه آنها را هم به علم خود كسب كرده بود ، ولى نه آن جمعش نگهش داشت ، و نه آن قوت و نيرويش از عذاب خدا نجاتش بخشيد ، و معلوم شد كه آنچه داشته خدا به او داده بود .
بنا بر اين حرف « فاء » در جمله « فما كان » تفريع اين جمله را بر جمله * ( « فَخَسَفْنا بِه . . . » ) * مىرساند ، و چنين معنا مىدهد كه ما او و خانه اش را در زمين فرو برديم ، پس برايش روشن شد بطلان آنچه ادعا مىكرد ، و مىگفت من خودم مستحق اين ثروت هستم ، و حاجتى به خدا ندارم ، و اين نبوغ علمى و نيروى خودم است كه جلب خير و رفع ضرر از من مىكند .
* ( « وَأَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكانَه بِالأَمْسِ ، يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّه يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِه وَيَقْدِرُ . . . » ) *
مىگويند كلمه « وى » كلمه اى است كه در هنگام اظهار ندامت استعمال مىشود ، و بسا هم مىشود كه در مورد تعجب به كار مىرود ، و هر دو معنا با آيه شريفه مىسازد ، هر چند كه معناى اول زودتر به ذهن مىرسد .
* ( « وَيْكَأَنَّ اللَّه يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِه وَيَقْدِرُ » ) * - در اين جمله همان كسانى كه ديروز آرزو مىكردند اى كاش به جاى قارون بودند ، بعد از خسف قارون ، اعتراف كردهاند به اينكه آنچه قارون ادعا مىكرد و ايشان تصديقش مىكردند ، باطل بوده ، و وسعت و تنگى رزق به مشيت خدا است ، نه به قوت و جمعيت و داشتن نبوغ فكرى در اداره زندگى .
معمولا كلمه « كان » براى تشبيه چيزى است به چيزى ، مىگوييم : فلانى كانه شير