پاسخى است به قارون كه ثروت خود را به علم و كاردانى خود مستند مىكرد ، و حاصلش اين است كه : مؤاخذه الهى مانند مؤاخذه بشر نيست ، كه وقتى كسى را ملامت و يا نصيحت مىكنند ، براى برگرداندن ملامت از خود ، به علم و كاردانى خود متشبث شده ، چيزهايى بهم مىبافند ، چون خداى سبحان عالم و شاهد اعمال هر كسى است و مؤاخذه او را نمىتوان با نيرنگ پاسخ داد ، بلكه او به خاطر همين كه دانا و ناظر اعمال است ، از هيچ مجرمى نمىپرسد كه چه كردى ؟ بلكه تنها مطابق جرمش مؤاخذه اش مىكند ، و نيز مؤاخذه او ناگهانى است ، به طورى كه خود مجرم هيچ اطلاع قبلى از آن ندارد .
اين آن معنايى است كه از سياق آيه به دست مىآيد ولى مفسرين معانى ديگرى براى آن ذكر كردهاند .
مثلا بعضى « 1 » گفتهاند : مراد از علم در جمله * ( « إِنَّما أُوتِيتُه عَلى عِلْمٍ عِنْدِي » ) * علم تورات است ، چون قارون از همه بنى اسرائيل به تورات عالمتر بود « .
بعضى « 2 » ديگر گفتهاند : » مراد علم كيمياء بوده ، چون قارون كيمياء را از موسى و يوشع بن نون و كالب بن يوحنا فرا گرفته بود ، و منظور از اينكه گفت : « * ( عَلى عِلْمٍ عِنْدِي ) * - با علمى كه نزد من است » اين بوده كه علم كيمياء مخصوص او بوده ، و ساير مردم آن را نمىدانستند ، و با اين علم مقدار زيادى طلا درست كرده بود » .
بعضى « 3 » ديگر گفتهاند : « مراد از علم علم استخراج گنجينه ها و دفينه ها است ، چون قارون اين علم را داشته ، و به وسيله آن دفينه هاى بسيارى استخراج كرده بود » .
بعضى « 4 » ديگر گفتهاند : « مراد از علم ، علم خداى تعالى است و معنايش اين است كه : به نظر من خداى تعالى مرا به علم تحصيل ثروت اختصاص داده ، و منظورش از كلمه » عندى « اين بوده كه مطلب به نظر من چنين است » .
بعضى « 5 » ديگر گفتهاند : « مراد از علم همان علم خداست كه در وجه قبلى گذشت ، و ليكن علم به معناى معلوم است ، و معناى جمله اين است كه : اين اموال را كه خدا به من داده به وسيله معلوماتى داده كه آن را به من تعليم فرموده » .
و كلمه « على » در همه اين اقوال براى استعلا است ، البته بعضى « 6 » گفتهاند : « ممكن هم هست كه براى تعليل بوده باشد » .
هامش
( 1 ) تفسير منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 127 .
( 2 و 3 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 267 .
( 4 و 5 و 6 ) روح المعانى ، ج 20 ، ص 113 .