يَأْتِيكُمْ بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيه » ) * معناى * ( « تَسْكُنُونَ فِيه » ) * اين است كه : در آن از خستگى و تعبى كه از كار روز به شما مىرسد ، بياساييد .
« * ( أفَلا تُبْصِرُونَ ) * - آيا نمىبينيد » - منظور از اين ديدن ، تفهم و تذكر است ، و چون چنين بينايى و شنوايى نداشتهاند پس ايشان كور و كرند ، و در اينكه در آخر يك آيه فرموده : آيا نمىبينيد ، و در آخر آيه ديگر فرموده : آيا نمىشنويد ، لطيفه اى است ، و شايد اينكه در آيه دوم كه راجع به يكسره شدن روز است صفت نديدن را ذكر كرده ، براى اين باشد كه مناسب با روشنايى است ، و در آيه اول كه راجع به يكسره شدن شب است نشنيدن را آورده است ، كه خالى از مناسبت با آن نيست .
* ( « وَمِنْ رَحْمَتِه جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ لِتَسْكُنُوا فِيه وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِه وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ » ) * اين آيه در حكم نتيجه گيرى از حجت مذكور در دو آيه قبل است ، كه بعد از ابطال دعوى خصم ( شرك مشركين ) به صورت يك گزارش و خبر ابتدايى آورده ، براى اين كه مطلبى است ثابت كه ديگر هيچ معارضى برايش نيست .
لام در جمله * ( « لِتَسْكُنُوا فِيه » ) * ، لام تعليل است . و ضمير در « فيه » به كلمه « ليل » بر مىگردد . و معنايش اين است كه : خدا براى شما شب قرار داد ، تا در آن استراحت كنيد . * ( « وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِه » ) * ، يعنى و روز قرار داد تا در آن رزقى را كه فضل و عطيه خدا است جستجو نماييد . و بنا بر اين ، برگشت جمله « لتسكنوا » به ليل و جمله « لتبتغوا » به نهار به طريق لف و نشر مرتب است « 1 » .
هامش
( 1 ) ( و لف و نشر مرتب آن است كه گوينده چند چيز را بشمارد ، و پس از شمردن آنها چند صفت يا اثر براى آنها بشمارد ، كه اگر صفت و اثر اولى به اولى ، و دومى به دومى ، و سومى به سومى برگردد ، لف و نشر مرتب است ، و اگر اولى به سومى و دومى به دومى و سومى به اولى برگردد آن را لف و نشر مشوش مىگويند ، در اشعار فارسى بهترين لف و نشر مرتب شعر فردوسى است :به روز نبرد آن يل ارجمند
به شمشير و تير و به گرز و كمندبريد و دريد و شكست و به بست
يلان را سر و سينه و پا و دستيعنى در روز جنگ آن قهرمان ارجمند با شمشير از يلان بريد سر و با تير دريد سينه و با گرز شكست پا و با كمند بست دست ) در آيه مورد بحث هم مىفرمايد : خدا شب و روز را برايتان درست كرد تا در آن سكونت و در اين طلب رزق كنيد ( مترجم ) .