بى اثر است ، جمله « ما لا يَسْمَعُ وَلا يُبْصِرُ » اين معنا را بيان مىكند .
جهت دوم اينكه عبادت و دعا و دست حاجت دراز كردن براى فايده اى است كه عايد عابد و دعا كننده شود ، و يا ضررى از او دفع گردد ، و اين لا محاله متوقف بر قدرت معبود است ، و بتها قدرتى بر جلب نفع به سوى عابد و دفع ضرر از وى ندارند ، پس به هيچ وجه دردى از او دوا نمىكنند ، و به اين جهت نيز عبادت آنها لغو و باطل و بى اثر است ، و اين معنا را جمله « وَلا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً » عهده دار بيان آن است .
در تفسير سوره انعام گذشت كه آن كسى كه ابراهيم ( ع ) اين خطاب خود را به وى نموده و گفته « يا ابت » ، پدر واقعى وى نبوده ، بلكه عمو و يا جد مادرى و يا شوهر مادرش بوده كه بعد از درگذشت پدرش با او ازدواج كرده ، خواننده بدانجا مراجعه كند . و معروف از مذهب اهل نحو در باره كلمه « يا ابت » اين است كه « تا » آن عوض از ياء متكلم است ، و همچنين در كلمه « يا امت » و اين عوض آوردن تنها در نداء جائز است ، و ديگر مثلا گفته نمىشود : « قال ابت - پدرم گفت » و يا « قالت امت - مادرم گفت » ، بلكه در اين گونه موارد بايد خود « ياء » را آورد و گفت : « قال ابى و يا امى » .
* ( « يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا » ) * .
بعد از آنكه بطلان بتپرستى و لغويت آن را اثبات نمود ، و چون لازمه بطلان آن اين است كه او ندانسته راه غير هموار را پيموده باشد ، لذا به او توجه داد كه من علمى به اين مساله دارم كه تو ندارى ، و تو بايد مرا پيروى كنى تا به راه هموار مستقيم - و آن راهى است كه از بس روشن و واضح است راه پيمايش گمراه نمىگردد - هدايتت كنم ، و به همين جهت كه او از اين راه غافل بوده كلمه صراط را نكره آورد و گفت « راهى سوى ، و نگفت راه سوى » گويا به پدر مىگويد چون تو ناگزيرى كه راهى طى كنى پس از نادانى اين راه غير سوى را سلوك مكن ، بلكه مرا پيروى كن تا تو را به راهى كه سوى است راهنمايى كنم ، چون من آن راه را بلدم . و تو از آن غافلى .
و اينكه فرمود : « * ( قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ) * - علمى به من آمده » دلالت دارد بر اينكه علم ابراهيم به راه حق قبل از اين دعوت و احتجاجش بوده ، و اين خود گفتار سابق ما را كه در داستان ابراهيم ( ع ) در سوره انعام گذرانديم ، كه وى قبل از بر خورد با پدر و قومش و احتجاج با ايشان نيز علم به خدا و مشاهده ملكوت آسمانها و زمين را داشته است ، تاييد مىكند .
و مراد از هدايت در جمله * ( « أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا » ) * هدايت به معناى راه نشان دادن
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 75
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٧٥