معناى معروف آن كشتن به وسيله سنگباران است ، و كلمه « هجر » به معناى ترك و جدايى است ، و كلمه « ملى » به معناى روزگارى طولانى است « 1 » .
در اين آيه پدر ابراهيم او را تهديد به بدترين كشتنها كرده ، و آن سنگسار است كه با آن افراد رانده شده را شكنجه كرده ، مىكشند ، و آزر ، ابراهيم را با اين كلام خود از خود طرد كرده است .
* ( « قالَ سَلامٌ عَلَيْكَ سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي إِنَّه كانَ بِي حَفِيًّا » ) * .
كلمه « حفى » به طورى كه راغب گفته به معناى نيكوكار لطيف و مهربان است ، و لطيف كسى است كه مراقب حوائج دقيق و باريك محتاجان باشد تا در صدد رفع آنها بر آيد « 2 » گفته مىشود « حفا - يحفو - حفى و حفوة ، و احفاء سؤال » به معناى اصرار و التماس در آن است .
ابراهيم ( ع ) در مقابل تهديد پدر و بديش به او سلام كرد ، سلامى كه در آن احسان و امنيت باشد ، و نيز به او وعده استغفار داد تا از پروردگارش براى او طلب آمرزش كند و در مقابل تهديد او كه گفت دهرى طولانى از من كناره بگير ، گفت : من از شما و اين بتها كه مىپرستيد كناره مىگيرم .
اما اينكه سلام كرد ، چون سلام دأب و عادت بزرگواران است ، با تقديم آن جهالت پدر را تلافى كرد ، او وى را به خاطر حرف حقى كه زده بود تهديد به رجم و طرد كرد ، ولى وى او را وعده امنيت و سلامتى و احسان داد ، اين همان دستور العملى است كه قرآن كريم در آيه « وَإِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً » « 3 » و آيه « وَإِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً » « 4 » بيان كرده است ، و اما اينكه بعضى « 5 » گفتهاند كه : منظورش از سلام ، خداحافظى و تحيت جدايى بوده ، و خواسته است امر پدر را كه گفت : * ( « وَاهْجُرْنِي . . . » ) * اطاعت كند ، حرف صحيحى نيست ، زيرا ابراهيم ( ع ) بعد از مدتها كه از اين گفت و شنود گذشت از قوم خود دورى گزيد .
و اما اينكه گفت : برايت از پروردگارم طلب مغفرت مىكنم با اينكه پدرش مشرك
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 3 ، ص 516 .
( 2 ) مفردات راغب ، ماده « حفى » .
( 3 ) سوره فرقان آيه 72 .
( 4 ) سوره فرقان آيه 63 .
( 5 ) كشاف ، ج 3 ، ص 21 .