تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
عرض كردم : بنا بر اين در همان كودكى و در آن حال حجت خدا بر زكريا نيز بوده است ؟ فرمود عيسى در آن حال آيت خدا و رحمتى از او بر مريم بود ، آن گاه كه سخن گفت و از مريم دفاع كرد ، و نسبت به هر كس هم كه كلام او را مىشنيد نبى و حجت بود ، البته تا سخن مىگفت حجت بود ، و بعد از سكوت او تا مدت دو سال كه زبان باز كرد زكريا حجت بر مردم بود . بعد از درگذشت زكريا فرزندش يحيى كتاب و حكمت را از او ارث برد ، در حالى كه او نيز كودكى صغير بود ، مگر نشنيدى كلام خداى را كه مىفرمايد « يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْناه الْحُكْمَ صَبِيًّا » ؟ و بعد از آنكه به هفت سالگى رسيد به نبوت و رسالت سخن گفت ، چون در آن هنگام خداوند بر وى وحى فرستاد ، و بنا بر اين عيسى ( ع ) حتى بر يحيى هم حجت بود ، و در حقيقت بر همه مردم حجت بود . اى ابا خالد از آغاز خلقت كه خدا آدم ( ع ) را آفريد و در زمين جاى داد ، زمين حتى يك روز هم از حجت خدا بر مردم خالى نبود . . . « 1 » . و نيز به سند خود از صفوان بن يحيى روايت مىكند كه گفت : به حضرت رضا ( ع ) عرض كردم : قبل از آنكه خداوند فرزندت حضرت ابا جعفر را به تو ارزانى بدارد ، از تو از جانشينت مىپرسيديم ، مىفرمودى خداوند به من غلامى خواهد بخشيد اينك خداوند او را به تو ارزانى نمود و چشم ما را روشن ساخت ، حال مىپرسيم - خدا نياورد آن روز را - اگر خبرى شد بعد از شما به چه كسى رجوع كنيم ؟ حضرت به فرزند خود ابو جعفر ( ع ) كه پيش رويش ايستاده بود اشاره فرمود . عرض كردم فدايت شوم ايشان كودكى سه ساله‌اند ؟ فرمود : كودكى او ضررى به او نمىزند ، عيسى در سه سالگى به حجيت قيام نمود « 2 » . مؤلف : قريب به اين معنا ، روايات ديگرى نيز هست . و در همان كتاب به سند خود از معاوية بن وهب روايت كرده كه گفت : از امام صادق ( ع ) از بهترين وسيله براى تقرب به خدا و محبوبترين آنها نزد خدا پرسش نمودم ، فرمود هيچ چيزى سراغ ندارم كه بعد از معرفت بهتر از اين نماز باشد ، مگر نمىبينى كه عبد صالح ، عيسى بن مريم مىگويد * ( « وَأَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا » ) * ؟ « 3 » و در عيون الاخبار به سند خود از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه در حديثى
هامش
( 1 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 382 ، ح 1 . ( 2 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 383 . ( 3 ) فروع كافى ، ج 3 ، ص 264 ح 1 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 70 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى