آمده لام قسم است ، و علاوه بر اينكه سوگند ياد كرده ، وعده خود را با نون تاكيد ثقيله تاكيد هم كرده است ، و آن وعده اين است كه هر كس او را با جهاد و قتال با دشمنان يارى كند ، او ياريش مىكند و خداى تعالى به اين وعده خود در حق مسلمانان وفا كرد و در جنگها و غزوات بر دشمنان پيروزيشان داد ، البته اين تا وقتى بود كه مسلمانان دين خدا را يارى مىكردند .
و معناى آيه اين است كه : سوگند مىخورم كه هر آينه و حتما خدا هر كه را ياريش كند و از دين او دفاع كند ، يارى مىكند و خدا توانايى است كه احدى او را ضعيف نمىكند و عزيزى است كه احدى به ساحت عزت او تجاوز نمىكند و چيزى به سلطنت و ملك او بر نمىگردد .
از اين آيه شريفه استفاده مىشود كه در شرايع سابق نيز حكم دفاعى فى الجمله بوده هر چند كه كيفيت آن را بيان نكرده است .
* ( « الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ . . . » ) *
اين آيه توصيف ديگرى است از مؤمنين كه در اول آيات نامشان را برد البته اين توصيف توصيف مجموع است از جهت مجموعيت و به عبارت ساده تر : توصيف نوع مؤمنين است و كار به فرد فرد آنان ندارد چون ممكن است فردى از آنان واجد اين اوصاف نباشد .
و مراد از « تمكين آنان در زمين » اين است كه ايشان را در زمين نيرومند كند ، به طورى كه هر كارى را كه بخواهند بتوانند انجام دهند ، و هيچ مانعى يا مزاحمى نتواند سد راه آنان شود .
در توصيف آنان مىفرمايد : يكى از صفات ايشان اين است كه اگر در زمين تمكنى پيدا كنند و در اختيار هر قسم زندگى كه بخواهند حريتى داده شوند ، در ميان همه انواع و انحاء زندگى يك زندگى صالح را اختيار مىكنند و جامعه اى صالح به وجود مىآورند كه در آن جامعه نماز به پا داشته ، و زكات داده مىشود ، امر به معروف و نهى از منكر انجام مىگيرد .
و اگر از ميان همه جهات عبادى ، نماز و از ميان همه جهات مالى ، زكات را نام برد ، بدين جهت است كه اين دو در باب خود ( عبادات ) عمده هستند .
و وقتى صفت مؤمنين مذكور در صدر آيات اين باشد ، و مراد از اين صفت نيز آن باشد كه در صورت داشتن قدرت و اختيار ، اجتماعى صالح به وجود مىآورند ، و از سوى ديگر حكم جهاد هم مخصوص به يك طايفه معينى نباشد نتيجه مىگيريم كه پس مراد از « مؤمنين »