تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
از اذن سابق خبر دهد . ديگر اينكه از جمله * ( « لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ » ) * بر مىآيد كه مراد از اين اذن ، اذن به قتال است ، و به همين جهت نفرمود : « اذن للذين آمنوا » بلكه فرمود : * ( « أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ » ) * پس اين كه تعبير را عوض كرد ، و فرمود : * ( « لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ » ) * ، خود دليل بر اين است كه به چه كارى اجازه داده شده‌اند . قرائتى كه در ميان همه مسلمين دائر است اين است كه جمله « يقاتلون » را به فتح تاء و به صيغه مجهول مىخوانند ، كه معنايش : « كسانى كه مورد كشتار مشركين واقع مىشوند » است ( يعنى كسانى كه مشركين ايشان را مىكشند ) و فلسفه اين اجازه هم همين است كه مشركين آغاز به اين عمل كردند ، و اصولا خواستار جنگ و نزاعند . حرف « باء » در جمله * ( « بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا » ) * براى سببيت است ، و همين خود علت اذن را مىفهماند و مىرساند اگر مسلمانان را اجازه قتال داديم ، به خاطر همين است كه به آنها ستم مىشد ، و اما اينكه چگونه ستم مىشد جمله * ( « الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ . . . » ) * آن را تفسير مىكند . و اما اينكه فاعل اين اذن را - كه چه كسى اجازه داده - ذكر نكرد « و نفرمود : خدا اجازه داد » ؟ به منظور تعظيم و بزرگداشت خدا بوده ، نظير جمله * ( « وَإِنَّ اللَّه عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ » ) * كه قدرت بر يارى را خاطر نشان كرده نمىگويد كه خدا ايشان را يارى مىكند ، تا به اين وسيله اشاره به اين نكته كرده باشد كه او اينقدر بزرگ است كه هيچ اعتنايى به اين موضوع ندارد ، و برايش حائز هيچ اهميتى نيست ، چون براى كسى كه بر هر چيز قادر است مشكلى نيست كه دوستان خود را يارى كند . * ( « الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّه . . . » ) * اين آيه همانطور كه گفتيم مظلوميت مؤمنين را بيان مىكند ، و آن اين است كه كفار بدون هيچ گونه حق و مجوزى ايشان را از ديار و وطنشان مكه بيرون كردند . آن هم نه اين طور كه دست ايشان را بگيرند ، و از خانه و شهرشان بيرون كنند ، بلكه آن قدر شكنجه و آزار كردند ، و آن قدر براى آنان صحنه سازى نمودند ، تا ناگزير شدند با پاى خود شهر و زندگى را رها نموده در ديار غربت منزل كنند ، و از اموال و هستى خود چشم پوشيده ، با فقر و تنگدستى گرفتار شوند . عده اى به حبشه رفتند و جمعى بعد از هجرت رسول خدا ( ص ) به مدينه . پس معناى « اخراج » در اينجا اين است كه آنها را مجبور به خروج كردند . جمله * ( « إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّه » ) * استثناى منقطع است كه معناى « لكن » را مىدهد يعنى : و ليكن به اين جهت اخراج شدند كه مىگفتند پروردگار ما اللَّه است نه بت . و اين
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 543 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى