كه در انساب و رنگ و سنن و آداب آنها هست در يك جا جمع شده ، و سپس يكديگر را شناختند ، و معلوم شد كه كلمه همه واحده و آن ، كلمه حق است ، و معبود همه يكى است و او خداى عز و جل است ، و وجهه همه يكى است و آن كعبه است ، اين اتحاد روحى آنها به اتحاد جسمى و آن وحدت كلمه ، ايشان را به تشابه در عمل مىكشاند . اين از آن ديگرى آنچه مىپسندد مىآموزد ، و آن ديگرى نيز خوبيهاى اين را مىگيرد ، و اين به كمك آن مىشتابد و در حل مشكلات آن قوم كمر مىبندد و به اندازه مقدور خود ياريش مىدهد ، در نتيجه جامعه هاى كوچك به صورت يك جامعه بزرگ مبدل مىشود ، آن وقت نيروهاى جزئى نيز به نيروى كلى مبدل مىشود كه كوه هاى بلند هم در مقابل آن نمىتواند مقاومت كند ، و هيچ دشمن نيرومندى حريف آن نمىشود . و جان كلام اينكه : هيچ راهى به سوى حل مشكلات به مانند تعاضد و تعاون نيست ، و هيچ راهى به سوى تعاون چون تفاهم نيست و هيچ راهى به سوى تفاهم مانند تفاهم دينى نيست .
نوع دوم از منافع ، منافع اخروى است كه همان وجود انواع تقربها به سوى خدا است . تقربهايى كه عبوديت آدمى را مجسم سازد ، و اثرش در عمل و گفتار آدمى هويدا گردد . و عمل حج با مناسكى كه دارد انواع عبادتها و توجه به خدا را شامل و متضمن است ، چون مشتمل است بر ترك تعدادى از لذايذ زندگى ، و كارهاى دنيايى و كوششها براى دنيا ، و تحمل مشقتها ، و طواف پيرامون خانه او ، و نماز و قربانى ، و انفاق و روزه ، و غير آن .
در سابق هم گفتيم كه عمل حج با اركان و اجزايى كه دارد يك دوره كامل مسير ابراهيم خليل ( ع ) در مراحل توحيد ، و نفى شرك ، و اخلاص عبوديت او را مجسم مىسازد .
به همين بيان روشن مىشود كه چرا فرمود : « در ميان مردم حج را اعلام كن تا به سويت بيايند » ، چون معناى آمدن مردم به سوى ابراهيم ، اين است كه مردم به سوى خانه اى كه او بنا كرده بيايند و آن را زيارت كنند . و آمدنشان مستلزم اين است كه اين منافع اخروى و دنيوى را مشاهده كنند ، و وقتى مشاهده كردند ، علاقمند به آن خانه مىشوند ، چون خلقت انسان به گونه اى است كه منفعت را دوست دارد .
* ( « وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّه فِي أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ عَلى ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الأَنْعامِ » ) * راغب گفته : كلمه « بهيمه » به معناى حيوان بىزبان است . و از اين جهت بهيمه اش خواندهاند كه در صوت آن ابهام است و كسى نمىداند از اين صدا كه مىكند چه منظورى دارد . و ليكن هر چند در اصل لغت عام است ، ولى در متعارف تنها به معناى حيوانات بى