تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
* ( « إِنَّ اللَّه يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا . . . » ) * كلمه « اساور » به طورى كه گفته‌اند جمع « اسورة » است ، و « اسورة » خود جمع « سوار » است ، و « سوار » به طورى كه راغب « 1 » گفته معرب « دستواره » است . و بقيه كلمات آيه روشن است . * ( « وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلى صِراطِ الْحَمِيدِ » ) * « قول طيب » كلامى است كه در آن خبائث نباشد . و « كلام خبيث » به معناى كلامى است كه يكى از اقسام باطل در آن باشد ، و خداى تعالى قول طيب مؤمنين را يك جا جمع نموده ، و فرموده : « دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ وَآخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ » « 2 » . پس معناى اينكه فرمود « به سوى قول طيب هدايت شدند » اين است كه خداوند وسيله را براى چنين سخنى برايشان فراهم نمود . و هدايتشان به صراط حميد - حميد يكى از اسماء خداست - اين است كه از ايشان جز افعال پسنديده سر نزند ، هم چنان كه جز كلام طيب از دهان ايشان بيرون نمىآيد . ميان آيه مورد بحث و آيه * ( « كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيها وَذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ » ) * مقابله اى است ، كه خواننده عزيز خود آن را درك مىكند .
بحث روايتى
در كتاب توحيد به سند خود از اصبغ بن نباته از على ( ع ) روايت كرده كه در حديثى فرموده : قبل از اينكه مرا از دست بدهيد از من پرسش كنيد . اشعث ابن قيس برخاست و گفت : يا امير المؤمنين از مجوس چطور بايد جزيه گرفت ، با اينكه آنها اهل كتاب نيستند ، و پيغمبرى به سوى ايشان گسيل نشده ؟ فرمود : بله اى اشعث خداوند به سوى آنان كتاب و رسولى فرستاد ، تا آنكه وقتى پادشاهى در شبى مست شد و با دختر خود هم بستر گرديد .
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « سور » . ( 2 ) يعنى آرمان و شعارشان در بهشت كلمه « سبحانك » است و تحيتشان به يكديگر سلام است و آخرين آرمانشان كلمه * ( « الْحَمْدُ لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ » ) * است . سوره يونس ، آيه 10 .