تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
و اما اگر كسى اراده را به آن معنا كه در خود ما است نگيرد ، بلكه بگويد معناى اراده علم به اصلح است ، در اين صورت مانعى ندارد كه بگويد خدا از ازل مريد بوده چون علم جزء ذات خداست ، چيزى كه هست در اين صورت اراده را صفت جداگانه اى در مقابل علم و حيات و قدرت گرفتن وجهى ندارد . و در الدر المنثور است كه سعيد بن منصور ، ابن ابى شيبه ، عبد بن حميد ، بخارى ، مسلم ، ترمذى ، ابن ماجه ، ابن جرير ، ابن منذر ، ابن ابى حاتم ، ابن مردويه ، و بيهقى - در كتاب دلائل - از ابو ذر روايت كرده‌اند كه وى سوگند مىخورد كه آيه « * ( هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ . . . ) * إِنَّ اللَّه يَفْعَلُ ما يُرِيدُ » ، در باره سه نفر از مسلمانان و سه نفر از كفار نازل شد كه در جنگ بدر با هم روبرو شدند و هماوردى كردند . از مسلمانان حمزة بن عبد المطلب و عبيدة بن حارث و على بن ابى طالب . و از كفار عتبه ، و شيبه ، فرزندان ربيعه ، و وليد بن عتبه بودند . على ( ع ) فرمود : من اول كسى هستم كه در روز قيامت براى خصومت روى زانو مىنشينم « 1 » . مؤلف : صاحب الدر المنثور « 2 » اين روايت را نيز از عده اى از اصحاب جوامع از قيس بن سعد بن عباده و از ابن عباس و ديگران نقل كرده . و در مجمع البيان آن را از ابو ذر و عطاء نقل كرده است « 3 » .
و در خصال از نضر بن مالك روايت كرده كه گفت : من به حسين بن على ( ع ) عرضه داشتم : يا ابا عبد اللَّه ! در معناى * ( « هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ » ) * حديثى بفرما . فرمود : منظور بنى اميه و ما هستيم كه در پيشگاه عدل الهى مخاصمه خواهيم كرد . ما خداى را تصديق نموديم و آنان تكذيب كردند . پس « خصمان » در روز قيامت ماييم « 4 » . مؤلف : اين روايت نمىخواهد بفرمايد ، شان نزول آيه ما هستيم ، بلكه مىخواهد بفرمايد يكى از مصاديق « خصمان » ماييم . نظير اين روايت ، روايتى است كه كافى به سند خود از ابن ابى حمزه از امام باقر ( ع ) آورده كه فرمود : براى كسانى كه به ولايت على كفر ورزيدند جامه اى از آتش
هامش
( 1 ، 2 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 348 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 77 . ( 4 ) خصال صدوق ، ص 32 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 513 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى