تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
و اينكه در آيه مورد بحث سجده را به غير عقلا از قبيل خورشيد و ماه و ستارگان و كوه ها نسبت داده ، خود دليل بر اين است كه مراد از آن ، سجده تكوينى است ، نه سجده تشريعى و تكليفى . و سجده تكوينى عبارت است از تذلل و اظهار كوچكى در مقابل عزت و كبريايى خداى عز و جل ، و در تحت قهر و سلطنت او . و لازمه آن اين است كه كلمه « من » در جمله * ( « مَنْ فِي الأَرْضِ » ) * شامل نوع انسان ، از مؤمن و كافر ، بشود چون در سجده تكوينى و تذلل وجودى ، استثنايى نيست . و اگر در زمره سجده كنندگان خود آسمان و زمين را نام نبرد ، با اينكه حكم سجده تكوينى شامل آنها نيز هست ، مىفهماند كه معناى كلام اين است كه مخلوقات علوى و سفلى چه آنها كه عقل دارند و چه آنها كه ندارند ، در وجودشان خاضع و متذلل در برابر عزت و كبريايى خدايند ، و مدام با هستى خود به طور تكوين و اضطرار سجده مىكنند . جمله : * ( « وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ » ) * عطف است بر جمله * ( « مَنْ فِي السَّماواتِ . . . » ) * و معنايش اين است كه : سجده مىكند براى او هر كس كه در آسمانها و زمين است و نيز سجده مىكند براى او بسيارى از مردم . و اگر سجده آدمى را به بسيارى از آنان نسبت داد ، خود دليلى است بر اينكه منظور از اين سجده نوع ديگرى از سجده و غير از سجده سابق است ، چون اگر همان مقصود بود ، تمامى افراد بشر در آن سجده شركت دارند . پس اين نوع سجده همان سجده تشريعى ، و اختيارى و به رو افتادن به زمين براى تجسم تذلل است ، تا آن تذلل و عبوديت تكوينى و ذاتى را اظهار كنند . و در جمله * ( « وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْه الْعَذابُ » ) * با جمله قبلى مقابله افتاده و اين مقابله مىرساند كه معناى آن اين است كه مقصود از آن بسيارى كه عذاب بر آنان حتمى شده كسانى هستند كه از سجده سر مىتابند ، چيزى كه هست اثر سرپيچى كه همان عذاب است در جاى خود آن ذكر شده ، و اگر ثبوت عذاب در جاى خوددارى از سجده ذكر شده ، براى اين است كه دلالت كند بر اينكه اين عذاب عين همان عمل ايشان است ، كه به صورت عذاب به ايشان بر مىگردد . و نيز براى اين است كه زمينه را براى جمله بعدى كه مىفرمايد * ( « وَمَنْ يُهِنِ اللَّه فَما لَه مِنْ مُكْرِمٍ » ) * فراهم سازد ، چون جمله مذكور دلالت مىكند بر اينكه ثبوت عذاب براى آنان به دنبال سرپيچى آنان از سجده ، خوارى و ذلت است كه ديگر دنبالش كرامت و خيرى نخواهد بود . پس امتناع آنان از سجود ، به مشيت خدا عذاب را براى ايشان به دنبال دارد ، و آن عذاب هم عبارت است از خوارى و ذلتى كه بعد از آن كرامتى تا ابد نخواهد بود ، براى اينكه