تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
فايده اى در تعرض آن نديديم ، از نقل آنها صرفنظر كرديم ، چون نه با سياق آيات سازگارى دارد و نه با مذاهب وثنيت منطبق است . * ( « وَتَاللَّه لأَكِيدَنَّ أَصْنامَكُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ » ) * . اين جمله عطف است بر جمله « بل ربكم . . . » يعنى گفت : * ( « لأَكِيدَنَّ أَصْنامَكُمْ » ) * ، كلمه « كيد » ، به معناى تدبير و چاره جويى پنهانى عليه كسى و به ضرر او است ، و اينكه فرمود : * ( « بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ » ) * دلالت دارد بر اينكه مردم آن شهر گاهگاهى دسته جمعى به بيرون شهر مىرفتند ، حال يا عيدشان بوده و يا مراسمى ديگر ، و در آن روز شهر خالى مىشده ، و ابراهيم ( ع ) مىتوانسته نقشه خود را عملى كند . سياق داستان ، و طبع اين كلام اقتضا دارد كه جمله * ( « وَتَاللَّه لأَكِيدَنَّ أَصْنامَكُمْ » ) * به معناى تصميم عزم آن جناب عليه بتها باشد ، چون بسيار مىشود كه از تصميم عزم ، تعبير به قول مىكنند ، مثلا مىگويند : من اين كار را حتما مىكنم ، چون حرفش را زده‌ام ، يعنى تصميمش را عزم كرده‌ام . و بعيد است كه مخاطب به اين كلام مردم شهر ، يعنى امت وثنيت باشد ، چون امت نامبرده امتى نيرومند ، و داراى شوكت و حميت و تعصب نسبت به بتها بوده‌اند ، و ابراهيم ( ع ) هم براى آنان مردى ناشناس بوده ، چون در ميان آنان نشو و نما نكرده ، و اين ابتداى دعوت ابراهيم ( ع ) به دين توحيد بوده ، و جز او هيچ كس دين توحيد را نداشته ، و از همه اينها گذشته اين با حزم و احتياط سازگار نيست ، كه ابراهيم ( ع ) دشمن خود را كه يك امت است ، به نيت خود خبر دهد ، آن هم به اين صراحت كه به ايشان بگويد : روزى كه همه به بيرون شهر مىرويد ، من به حساب بتهايتان مىرسم ، و اين در مثل به آن مىماند كه شخصى راز دل خود را نزد كسى كه بايد از او پنهان باشد فاش سازد . مگر اينكه احتمال دهيم اين حرف را به بعضى از مردم شهر گفته ، به كسانى كه مىدانسته از آنها تجاوز نمىكند ، و اما اينكه به عموم مردم چنين حرفى را زده باشد به هيچ وجه معقول نيست . * ( « فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلَّا كَبِيراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْه يَرْجِعُونَ » ) * . راغب گفته : كلمه « جذ » به معناى خرد كردن چيزى است ، به شمش خرده شده طلا ، و يا طلاهاى تكه تكه هم جذاذ مىگويند ، و از اين باب است آيه شريفه * ( « فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً » ) * « 1 » . و بنا به گفته وى معناى آيه اين مىشود كه : ابراهيم ( ع ) بتها را قطعه قطعه
هامش
( 1 ) مفردات راغب ، ماده « جذ » .