آوردن قدر شخص است به وسيله زبان « 1 » و كلمه « حيق » به معناى حلول است ، و مراد از * ( « ما كانُوا بِه يَسْتَهْزِؤُنَ » ) * عذاب است ، در اين آيه رسول خدا ( ص ) را تسليت ، و كفار را تهديد مىكند .
* ( « قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ مِنَ الرَّحْمنِ بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ » ) * .
كلمه « يكلؤكم » از كلائه ، به معناى حفظ است ، و معنايش اين است كه : از ايشان بپرس چه كسى است كه شما را از رحمان حفظ كند ، اگر او بخواهد عذابتان كند ؟ و كلمه « بل » بعد از اين دستور ، اعراض از تاثير موعظه است ، يعنى موعظه و انذار فائده اى ندارد ، چون ايشان از ذكر پروردگارشان ( قرآن ) ، روى گردانند ، و به آن اعتنايى ندارند ، و نمىخواهند به آن گوش دهند . بعضى « 2 » گفتهاند : مراد از ذكر ، مطلق موعظه و استدلال است ، نه خصوص قرآن .
* ( « أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ تَمْنَعُهُمْ مِنْ دُونِنا لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ أَنْفُسِهِمْ وَلا هُمْ مِنَّا يُصْحَبُونَ » ) * .
كلمه « ام » به اصطلاح علم نحو منقطعه است ، و استفهام در آيه ، انكارى است ، و دو جمله « تمنعهم » و * ( « مِنْ دُونِنا » ) * هر دو صفت آلهه است ، و معناى آيه اين است : بلكه سؤال كن آيا آلهه اى غير ما دارند كه ايشان را از عذاب ما حفظ كند ؟ .
* ( « لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَ أَنْفُسِهِمْ . . . » ) * - اين جمله تعليل نفى است كه از استفهام انكارى قبل استفاده مىشود ، و به همين جهت اين جمله به فصل آمد ، نه به وصل ، و تقدير آن اين است كه : نه ، ايشان آلهه اى اين چنين ندارند ، و چون آنچه آنان آلهه اش ناميدهاند ، نمىتوانند خود را يارى كنند ، به اين معنا كه بعضى بعضى ديگر را يارى كنند و يا از عذاب ما پناه دهند و حفظ كنند ، تا چه رسد به اينكه پرستندگان خود را كه همان مشركين هستند يارى كنند ، و يا پناه دهند . بعضى « 3 » گفتهاند : ضماير جمع در آيه شريفه همه به مشركين بر مىگردد ، ولى سياق از چنين تفسيرى ابا دارد .
* ( « بَلْ مَتَّعْنا هؤُلاءِ وَآباءَهُمْ حَتَّى طالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ . . . » ) * .
اين جمله باز اعراض از آيه قبلى است ، هم چنان كه جمله * ( « بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ » ) * ، اضراب از آيه قبليش بود ، و مضامين همه به طورى كه ملاحظه مىكنيد قريب به هم است .
هامش
( 1 ، 2 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 49 .
( 3 ) روح المعانى ، ج 17 ، ص 52 به نقل از ابن عباس .