تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
* ( « حَتَّى طالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ » ) * - اين جمله غايت و منتهى اليه تمتع و زندگانى است كه از مدلول جمله قبلى استفاده مىشد و تقدير كلام اين است كه : بلكه ما اين مشركين و پدرانشان را عمر داديم و اين تمتع هم چنان دوام يافت تا عمرشان طولانى شد ، پس دچار غرور گشته خداى را فراموش كرده و از عبادت او اعراض نمودند و جامعه قريش مشرك همين طور بودند ، زيرا ايشان بعد از پدر بزرگشان حضرت اسماعيل در حرم امن مكه وطن كردند ، و به انواع نعمتها متنعم بودند ، تا جايى كه بر مكه مسلط شده و قوم جرهم را از آنجا بيرون راندند ، و دين پدر خود ابراهيم را فراموش نموده ، بتپرست شدند . * ( « أفَلا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها » ) * - مناسبتر با سياق اين است كه مراد از « نقص ارض از اطراف آن » انقراض بعضى امم ساكن آن باشد ، چون براى هر امتى در زمين اجل و مهلتى است كه فرمود : « ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَما يَسْتَأْخِرُونَ » « 1 » قبلا هم اشاره به اين معنا گذشت كه مراد از طول عمر ايشان ، طول عمر جامعه ايشان است . و معناى آيه اين است كه : آيا نمىبينيد كه زمين ( يعنى جمعيت آن ) را رو به نقصان نهاده امتى بعد از امت ديگر در آن منقرض مىشود ، و امر خدا آنان را هلاك مىكند ، آيا اينان چه كسى را دارند از هلاكت جلوگيرشان شود ؟ آيا اگر خداى تعالى عذاب و يا هلاكت را خواسته باشد ، و يا خواسته باشد كه منقرضشان كند ، ايشان بر خدا غلبه مىكنند ؟ ! . در سابق يعنى در تفسير سوره رعد ، در ذيل آيه اى كه نظير اين آيه بود بحثى گذشت كه بدانجا مراجعه فرماييد ، اين را نيز بدانيد كه در اين آيه وجوهى از التفات به كار رفته كه چون روشن بود متعرض بيانش نشديم . * ( « قُلْ إِنَّما أُنْذِرُكُمْ بِالْوَحْيِ وَلا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعاءَ إِذا ما يُنْذَرُونَ » ) * . يعنى آنچه شما را انذار مىكند ، وحى الهى است ، و در آن هيچ ترديدى نيست ، و اگر در شما اثرى نمىگذارد با اينكه منظور از آن هدايت شما است ، به خاطر اين است كه شما دچار كرى شده‌ايد و انذار را نمىشنويد ، پس نقص از ناحيه شما است نه از ناحيه قرآن . * ( « وَلَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ » ) * . كلمه « نفحه » به معناى وقعه اى از عذاب است ، و مراد اين است كه انذار با آيات قرآن به حال ايشان سودى ندارد ، بلكه اينان محتاج به نفحه اى از عذابند تا بيچاره شوند ، آن وقت ايمان آورده به ظلم خود اعتراف كنند .
هامش
( 1 ) هيچ امتى اجل خود را جلو و عقب نمىاندازد . سوره حجر ، آيه 5 .