و اين جمله اضراب از جمله « لا يكفون » است كه در آيه قبلى قرار داشت ، نه از جمله مقدر ، تا بخواهد بگويد « آيات بر حسب اقتراح و دلخواه آنان نمىآيد بلكه ناگهانى فرا مىرسد » ، و نه از جمله * ( « لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا » ) * ، هم چنان كه « 1 » بعضى گفتهاند ، و كلمه « لو » را در معناى نفى گرفته تقدير را چنين دانستهاند كه : « كفار از آن روز خبر ندارند ، بلكه آن روز ناگهانى مىرسد » . براى اينكه هيچ يك از اين دو معنا موافق با سياق نيست .
و معناى آمدن آتش به طور ناگهانى ، اين است كه نمىدانند از كجا مىآيد و به ايشان احاطه پيدا مىكند ، و همين معنا لازمه آن توصيفى است كه خداى تعالى از آتش دوزخ كرده و فرموده : « نارُ اللَّه الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الأَفْئِدَةِ » « 2 » و يا فرموده : « فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ » « 3 » و يا فرموده : « إِنَّكُمْ وَما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه حَصَبُ جَهَنَّمَ » « 4 » .
و معلوم است كه آتشى كه چنين وصفى دارد باطن انسان را مانند ظاهرش فرا مىگيرد ، و شمولش نسبت به باطن كمتر از ظاهر نيست ، و مانند آتش دنيا نيست كه متوجه تنها ظاهر بدن مىشود ، و در نتيجه از يك سو متوجه مىشود ، و ظاهر را قبل از باطن مىسوزاند ، و نيز در نتيجه مهلتى مىدهد كه انسان از يك سوى ديگر فرار كند ، و يا چاره اى بينديشد ، و يا جا خالى بدهد ، و يا حائلى ميان خود و آن به وجود آورد ، و يا بر كسى پناهنده شود ، ولى آتش دوزخ چنين نيست ، بلكه همانطور كه جان آدمى با آن است ، آن آتش هم با آدمى است ، همانطور كه نمىتوان جان را به طرفى نهاده خود به طرفى ديگر رفت ، آتش دوزخ نيز چنين است ، و ميان آدمى و آن اختلاف جهت نيست ، و مهلت هم نمىپذيرد ، و مسافتى ميان آدمى و آن نيست ، و وقتى فرا مىرسد جز حيرت و حسرت هيچ چاره اى ديگر براى كسى نمىماند پس معناى آيه و خدا ( داناتر است ) اين است كه : نمىتوانند آتش را از پيش رو ، و از پشت سر خود دفع كنند بلكه وقتى مىرسد از جايى مىرسد كه خودشان هم نمىدانند ، و ناگهانى هم مىرسد ، و ديگر نمىتوانند آن را رد نموده و يا از آمدنش مهلت بگيرند .
* ( « وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما كانُوا بِه يَسْتَهْزِؤُنَ » ) * .
در مجمع البيان گفته : فرق ميان « سخريه » و « هزء » ، اين است كه سخريه در معناى ذلت خواهى است ، چون تسخير به معناى ذليل و رام كردن است ، و اما هزء ، به معناى پائين
هامش
( 1 ) روح المعانى ، ج 17 ، ص 50 .
( 2 ) آتش افروخته اى كه سر زده بر قلب احاطه مىيابد . سوره همزه ، آيه 7 .
( 3 ) پس بپرهيزيد از آتشى كه آتشگيرانه اش مردمند . سوره بقره ، آيه 24 .
( 4 ) شما و آنچه به غير خدا مىپرستيد هيزم جهنميد . سوره انبيا ، آيه 98 .