ابى سفيان گفت : تو هم اين را بدان كه آنچه گفتى به خاطر دفاع از من نبود ، بلكه به خاطر تعصبى بود كه به دودمان خوددارى ، پس اين آيه نازل شد : * ( « وَإِذا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُواً . . . » ) * « 1 » .
مؤلف : اين روايت مانند روايت قبليش با آيه شريفه آن طور كه بايد انطباق ندارد .
و در مجمع البيان آمده كه از ابى عبد اللَّه ، امام صادق ( ع ) روايت شده كه وقتى امير المؤمنين ( ع ) مريض شد و برادرانش به عيادتش آمده ، پرسيدند حالت چطور است يا امير المؤمنين ؟ فرمود : بسيار بد ، گفتند : از مثل شما توقع نمىرفت چنين پاسخى بدهيد . فرمود خداى تعالى فرموده است : « * ( وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً ) * - شما را به خير و شر آزمايش مىكنيم » ، كه مراد از خير ، سلامتى و غنا است ، و مراد از شر ، مرض و فقر است « 2 » .
و نيز در مجمع البيان در ذيل آيه : * ( « أفَلا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها » ) * گفته است : بعضى گفتهاند : مقصود از آن نقص زمين به مرگ علما است ، و اين معنا از امام صادق ( ع ) هم روايت شده ، كه فرمود : نقصان زمين ، رفتن علما است « 3 » .
مؤلف : در تفسير سوره اعراف گفتارى در معناى اين حديث گذشت .
و در توحيد از على ( ع ) روايت كرده كه در حديثى در پاسخ كسى كه از آن جناب از معناى آياتى كه بر وى مشتبه شده بود پرسش كرده بود ، فرمود : اما آيه شريفه * ( « وَنَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً » ) * مقصود از آن ميزان عدل است كه روز قيامت خلايق با آن مؤاخذه مىشوند و خداوند در ميان خلايق نسبت به يكديگر با آن حكم مىكند و جزاء مىدهد « 4 » .
و در كتاب معانى به سند خود كه به هشام مىرسد روايت كرده كه گفت از امام صادق ( ع ) پرسيدم معناى آيه * ( « وَنَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً » ) * چيست ؟ فرمود موازين قسط ، انبيا و اوصياى ايشانند « 5 » .
مؤلف : اين روايت را كافى هم به سند خود ولى به طور رفع از آن جناب آورده « 6 » و ما روايات ديگرى در تفسير سوره اعراف آورديم و تا آنجا كه برايمان ميسور بود پيرامون آنها بحث كرديم .
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 318 .
( 2 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 46 .
( 3 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 49 .
( 4 ) توحيد صدوق ، ص 268 .
( 5 ) معانى الاخبار ، ص 31 .
( 6 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 419 .