تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
آيه شريفه مورد بحث هم آلهه غير از خدا در آسمان و زمين را به اين معنى نفى مىكند نه به معنى تعدد واجب الوجود و هستى بخش را ، چون احدى قائل به تعدد او نيست ، و مراد از اينكه فرمود : اگر در آسمان و زمين غير خدا إله ديگرى بود ، اين است كه الوهيت غير خدا متعلق به آسمان و زمين باشد ، نه اينكه در آسمان و زمين منزل گرفته باشند ، و بنا بر اين آيه مورد بحث مانند آيه « وَهُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِله وَفِي الأَرْضِ إِله » « 1 » خواهد بود . و اما بيان حجتى كه آيه آورده حاصلش اين است كه : اگر فرض شود كه براى عالم آلهه متعددى باشد ، ناچار بايد اين چند إله با يكديگر اختلاف ذاتى ، و تباين حقيقى داشته باشند ، و گر نه چند إله نمىشدند ، و تباين در حقيقت و ذات مستلزم آن است كه در تدبير هم با يكدگر متباين و مختلف باشند ، و همين كه پاى اختلاف در تدبير به ميان بيايد ، تدبير هر يك تدبير ديگرى را فاسد مىكند ، و آسمان و زمين رو به تباهى مىگذارند ، و چون مىبينيم نظام جارى در عالم نظامى است واحد ، كه همه اجزاى آن يكديگر را در رسيدن به هدف خود يارى مىدهند ، و با رسيدن اجزاى ديگر به هدفهاى خود سازگارند ، مىفهميم كه پس براى عالم غير از يك إله نيست ، و همين هم مدعاى ما است . ممكن است در اينجا اين سؤال را بكنى كه : در اثبات فساد در عالم همين بس كه ما مىبينيم بسيارى از اسباب را كه با يكدگر تزاحم دارند ، و بسيارى از علل را كه جلو تاثير يكديگر را مىگيرند ، و مگر تفاسد چگونه مىشود ؟ . در جواب مىگوييم تفاسد دو علت كه در تحت تدبير دو مدبر باشند ، غير تفاسد دو علتى است كه در تحت يك تدبير باشند كه مدبر واحد علتى را با علتى ديگر از كار بيندازد و يا اثر آن را محدود كند و تزاحم عللى كه در نظام عالم ديده مىشود از اين قبيل است ، براى اينكه علل و اسباب كه اين نظام عام عالمى را ترسيم مىكنند ، با همه اختلافى كه دارند تمانع و تزاحمشان با يكديگر طورى نيست كه يكديگر را باطل كنند و از اثر و فعاليت ساقط سازند به اين معنا كه با تزاحم خود بعضى از قوانين عمومى و كلى حاكم بر نظام عالم را بشكنند و در نتيجه با وجود اجتماع شرايط و ارتفاع موانع مع ذلك از مورد خود تخلف كنند به خلاف تمانع دو علت كه در تحت تدبير دو مدبر باشند اگر فرض شوند با تزاحم خود قوانين عمومى و كلى حاكم بر نظام عالم را مىشكنند و با وجود اجتماع شرايط و ارتفاع موانع نمىگذارند علتها اثر خود را بكنند آن وقت است كه تخلف معلول از علت امرى عادى مىشود بلكه اصولا در چنين
هامش
( 1 ) او كسى است كه هم در آسمان إله است ، و هم در زمين . سوره زخرف ، آيه 84 .