برده اش به او مىكند و به همين جهت مىبينيم بسيارى از تكاليف و وظائف و رسومى كه از ساير بردگان مىخواهد از او بر مىدارد ، و اين خود يك نحوه مبادله و معامله است .
ولى در خداى تعالى چنين نيست ، براى اينكه او خدا و مالك حقيقى بندگان ، و بندگان ملك حقيقى او هستند ، چون مالك آنها بىنياز مطلق از مملوك او و مملوك او در حاجت مطلق به مالك است ، و در اين مساله هيچ فرقى ميان مقرب و غير مقرب ، دور و نزديك ، و عالى و دانى نيست ، بلكه هر قدر بنده او تقرب بيشترى پيدا كند بيشتر به عظمت و كبريا ، و عزت و بهاى مولايش پى مىبرد ، و بيشتر ذلت و مسكنت و حاجت خود را احساس مىكند ، پس در نتيجه كارش به جايى مىرسد كه به غير عبوديت و خضوع ، كار ديگرى نكند . پس گويا اينكه فرمود : * ( « وَمَنْ عِنْدَه لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِه وَلا يَسْتَحْسِرُونَ . . . » ) * اشاره است به اينكه ملك خداى تعالى - كه قبلا اشاره كرد به اينكه مالكيت او اقتضا دارد عبوديت و حساب و جزا را - بر خلاف ملكيت متداول در ظرف اجتماع انسانى است ، پس نبايد كسى انتظار داشته باشد كه از انجام وظيفه مستثنى ، و از حساب و جزا بخشيده شده است .
ممكن هم هست جمله مورد بحث در مقام ترقى دادن به مطلب باشد ، و معنا چنين باشد كه : تمامى آنكه در آسمانها و زمين است ملك خدا است . پس بايد او را بندگى كنند ، و به زودى به حسابشان رسيدگى مىشود ، و كسى از اين محاسبه مستثنى نيست حتى مقربين درگاه ، و ملائكه گرامش و لذا همان مقربين درگاه او هيچ وقت از بندگى او سر بر نتافته و خسته نمىشوند ، بلكه دائما و لا ينقطع مشغول تسبيح او مىباشند .
در سابق يعنى در آخر سوره اعراف ، در تفسير آيه « إِنَّ الَّذِينَ عِنْدَ رَبِّكَ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِه وَيُسَبِّحُونَه وَلَه يَسْجُدُونَ » « 1 » ، اين معنا را استفاده كرديم ، كه مراد از تعبير « آنهايى كه نزد پروردگار تو مىباشند » اعم از ملائكه مقرب است ، ( پس از اين نكته غفلت نكن ) .
* ( « أَمِ اتَّخَذُوا آلِهَةً مِنَ الأَرْضِ هُمْ يُنْشِرُونَ » ) * .
كلمه « انشار » به معناى زنده كردن مردگان است ، و بنا بر اين ، مراد از آن معاد است ، در اين آيه احتمال ديگرى كه منافى معاد است رد شده ، و حاصلش اين است كه كسى بگويد : غير از خدا آلهه ديگرى هستند كه مردگان را زنده كنند و محاسبه نمايند ، و خداى تعالى در مساله معاد هيچ دخالتى نداشته ، و به همين جهت اجبارى نداريم كه از او بترسيم و
هامش
( 1 ) سوره اعراف ، آيه 206 .