تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
خدايانى هست كه آنها مردم را زنده مىكنند ، و يا گفته بودند ، به غير خدا آلهه ديگرى است كه مالك تدبير در ملك خدايند ، بنا بر اين كلمه « عرش » در اين جمله كنايه از ملك است ، و حرف « ما » در جمله « عما يصفون » مصدريه است ، و معنايش « عن وصفهم - از وصفشان » است . پيرامون اين بحث مطالب ديگرى هست كه به زودى از نظر خوانندگان مىگذرد .
* ( « لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَهُمْ يُسْئَلُونَ » ) * . ضمير در « لا يسئل » بدون اشكال به خداى تعالى بر مىگردد ، و ضمير در * ( « وَهُمْ يُسْئَلُونَ » ) * به آلهه اى كه مشركين مىخواندند ، و يا به آلهه و مردم هر دو ، و يا تنها به مردم ، بر مىگردد ، و در اين سه احتمال از همه بهتر وجه اول است ، چون با سياق آيه بهتر مىسازد ، زيرا گفتگو در باره آلهه اى بود كه به غير خدا مىخواندند و معنايش اين است كه آنها بازخواست مىشوند ، ولى خداى سبحان از آنچه مىكند بازخواست نمىشود . و اينكه فرمود : بازخواست نمىشود از آن فعلهايى كه به جا مىآورد ، معناى بازخواست ، اين است كه ما به كننده آن كار بگوييم چرا چنين كردى ؟ و اين نحوه سؤال ، سؤال از مصلحت فعل است ، و فعلى كه مقارن با مصلحت باشد در نزد عقلاء مؤاخذه ندارد ، و چون خداى سبحان حكيم على الاطلاق است ، هم چنان كه خودش خويشتن را در چند جاى كلام خود به حكمت ستوده ، و حكيم آن كسى است كه عملى جز به خاطر مصلحت انجام نمىدهد ، بلكه هر كارى صورت مىدهد به خاطر اين است كه داراى مصلحتى است كه انجام دادنش را بر ندادن ترجيح مىدهد ، و با اين حال ديگر معنا ندارد كسى از او بازخواست كند كه چرا چنين كردى ؟ به خلاف غير حكيم كه اگر كارى كرد معقول هست بپرسند چرا چنين كردى ، چون غير حكيم ، هم ممكن است كار صحيح و حق انجام دهد و هم ممكن است باطل انجام دهد ، هم ممكن است كارى كند كه مصلحتدار باشد و هم ممكن است كارى كند كه مفسده دار باشد ، لذا جايز است در حق غير حكيم مؤاخذه شود كه چرا چنين كردى ؟ تا اگر باطل انجام داده بود مذمت عقلى و يا عقاب مولوى شود . اين آن وجهى بود كه جمعى از مفسرين در توجيه آيه ذكر كرده‌اند ، و گويا اينكه تا اندازه اى مطلب صحيحى است ، و ليكن دو اشكال و سؤال در آن هست . اول اينكه : آيه شريفه مطلق است ، و از جهت لفظ آن هيچ دلالتى بر اينكه مراد خصوص اين معنا باشد ندارد ، و صحيح بودن مطلبى دليل بر اين نيست كه مراد از آيه مورد بحث هم همان مطلب باشد .