تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
كردند پنهان بدارند ، تا همه در آن متفق شوند و بعد از اتفاق علنيش كنند . و نجواى ايشان مشتمل بر دو مطلب بوده كه يا به طور قطع و يا به طور استفهام انكارى ردش كرده‌اند . اول اينكه گفتند : * ( « هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ » ) * كه آن را دليل بر ابطال نبوت آن جناب گرفتند ، و حاصلش اين است كه او همانطور كه مىبينيد بشرى است مانند خود شما - به همين جهت اسم اشاره آورده و گفتند : « هل هذا » ضمير نياوردند كه بگويند : « هل هو » ، تا دلالت كند بر علم به مشاهده - و در هيچ چيز از لوازم بشريت از شما جدا نيست ، و هيچ چيزى كه مختص به خود او باشد ندارد ، پس اگر آنچه ادعا مىكند كه به غيب اتصال و ارتباط دارد حق باشد ، بايد شما هم همان را داشته باشيد ، چون شما هم مانند او بشر هستيد ، و چون شما خبرى از غيب نداريد ، پس او هم مثل شما است و خبرى ندارد ، پس پيغمبر نيست و دعوتش باطل است . دوم اينكه گفتند * ( « أفَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَأَنْتُمْ تُبْصِرُونَ » ) * كه با فاء تفريع متفرع بر انكار و نفى نبوت شد ، و برگشت معنا به اين مىشود كه بعد از آنكه با جمله اول اثبات كرديم كه او پيغمبر نيست و با غيب اتصال ندارد ، نتيجه چنين مىشود كه آنچه آورده ، و ادعا مىكند كه معجزه نبوت من است ، معجزه نباشد ، بلكه سحرى باشد كه شما از آوردن نظير آن عاجزيد ، و سزاوار نيست كسى كه چشم بينا دارد فريب سحر را خورده ، به آن ايمان بياورد . * ( « قالَ رَبِّي يَعْلَمُ الْقَوْلَ فِي السَّماءِ وَالأَرْضِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ » ) * يعنى خداى تعالى به هر سخنى احاطه علمى دارد ، چه سرى و چه علنى ، و در هر جا كه باشد او شنواى گفته هاى شما و داناى به كارهاى شما است پس هر چه هست به دست او است ، و هيچ امرى به دست من نيست . اين آيه حكايت كلام رسول خدا ( ص ) به ايشان است كه نجوى كردند ، و به صراحت نبوت آن جناب را تكذيب نموده معجزه اش را سحر خواندند ، و در اين كلام او را ارجاع و حواله به خداى سبحان داده ، هم چنان كه در غالب مواردى كه پيشنهاد معجزه مىدادند ارجاع به خدا مىدهد ، مانند همه انبيا كه خود را در اجابت خواسته هاى قوم خود هيچكاره معرفى مىكردند ، مانند آيه « قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّه وَإِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ » « 1 » و آيه « قالَ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّه وَأُبَلِّغُكُمْ ما أُرْسِلْتُ بِه » « 2 » و آيه
هامش
( 1 ) بگو علم نزد خدا است و من تنها نذير و بيمرسانى آشكارم . سوره ملك ، آيه 26 . ( 2 ) گفت علم نزد خدا است ، و من آنچه راى كه بدان فرستاده شدم به شما مىرسانم . سوره احقاف ، آيه 23 .