تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 345

مساهمون:

ص٣٤٥
اعراض است ، به اين معنا كه مادامى كه انبيا ايشان را متوجه نكرده‌اند غافلند ، چون از آنچه عقول آنان اقتضا دارد كه بايد كيفرى براى بدكاران و پاداشى براى نيكوكاران باشد در غفلتند ، و وقتى انبيا ايشان را به شنيدن نداى و جدان و عقل دعوت نموده متوجهشان مىكنند ، آن وقت اعراض مىنمايند ، و گوش خود گرفته فرار مىكنند ، اين بود پاسخ زمخشرى از اشكال « 1 » . و فرق ميان پاسخ او و پاسخ ما اين است كه : او اعراض را در طول غفلت گرفته نه در عرض آن ، و ما هر دو را در عرض هم و در يك زمان تصوير كرديم ، و انصاف هم همين است كه ظاهر آيه مىرساند زمان اعراض و غفلت يك زمان است ، نه اينكه يكى بعد از ديگرى باشد . بعضى « 2 » ديگر اشكال را اينطور پاسخ گفته‌اند كه : اعراض به معناى اتساع است و معناى آيه اين است كه ايشان در غفلت وسيعى هستند . بعضى « 3 » ديگر غفلت را به معناى اهمال گرفته و گفته‌اند : اهمال و اعراض با هم منافات ندارند . ولى اين دو وجه از قبيل التزام به چيزى است كه خود ملتزم هم ، قبولش ندارد . و معناى آيه اين است كه حساب اعمال مردم براى مردم نزديك شد ، در حالى كه ايشان در غفلت از آن مستمرند ، و يا در حالى كه در غفلت بزرگى قرار دارند و از آن روى گردانند ، چون به شغلهاى دنيا ، و آماده نگشتن براى توبه و ايمان و تقوى مشغول و سرگرمند . * ( « ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوه وَهُمْ يَلْعَبُونَ لاهِيَةً قُلُوبُهُمْ . . . » ) * اين آيه به منزله تعليلى است براى جمله * ( « وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ » ) * چون اگر در غفلت و روىگردان نبودند در هنگام شنيدن ذكر به لهو و لعب نمىپرداختند ، و بلكه خود را براى شنيدن آن آماده مىكردند ، و چون چنين بود ، يعنى آيه شريفه تعليل آن جمله بود ، لذا آن را بدون حرف عطف آورد . و مراد از كلمه « ذكر » هر چيزى از قبيل وحىهاى الهى ، مانند كتب آسمانى است كه خدا را به ياد آدمى بيندازد ، كه يكى از آنها قرآن كريم است ، و مراد « از آمدن ذكر » ، نازل شدن آن براى ايشان است ، به اينكه بر پيغمبر نازل شود و او به گوش ايشان برساند ، و كلمه « محدث » به معناى جديد و نو است ، و اين معنا معنايى است نسبى ، كه صفت ذكر است ، پس اگر قرآن مثلا ذكرى نو است ، براى اين است كه بعد از انجيل نازل شده ، هم چنان كه انجيل نيز به خاطر اينكه بعد از تورات نازل شده نسبت به آن ذكرى است جديد ، و
هامش
( 1 ) تفسير كشاف ، ج 3 ، ص 101 . ( 2 ، 3 ) روح المعانى ، ج 17 ، ص 6 .