نداشته است » .
و اما بنا بر وجه دوم معنا چنين مىشود : « مگر نيامد براى ايشان بيان آنچه در كتب نخستين از اخبار امتهاى گذشته بود ، آنهايى كه بر انبياى خود معجزاتى پيشنهاد كردند ، و آن انبيا هم آن معجزات را آوردند ، و آوردن آنها باعث هلاكت و استيصال آنان شد ، چون بعد از آمدن آن معجزات باز هم ايمان نياوردند ، با اين حال مردم امروز چرا متنبه نمىشوند ، و ايشان هم مانند آن اقوام گذشته پيشنهاد معجزه مىكنند ، با اينكه معجزه قرآن برايشان آمد ؟ » هر يك از اين دو معنا را كه قبول كنيم ، نظيرش در كلام خداى تعالى آمده است .
* ( « وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ بِعَذابٍ مِنْ قَبْلِه لَقالُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آياتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَنَخْزى » ) * .
ظاهرا ضمير در « من قبله » به كلمه « بينه » - كه در آيه قبلى بود - بر مىگردد ، چون مقصود از آن قرآن است ، و معناى آيه اين است كه : اگر ما كفار را به خاطر اسرافى كه در كفر ورزيدند ، به عذابى هلاك كنيم قبل از آنكه بر آنان بينه نازل سازيم و حجت را بر آنان تمام كنيم ، آن وقت حجت به نفع آنان و به ضرر ما ، و خلاصه حق به جانب ايشان مىشد ، چون مىگفتند : پروردگارا ! چرا رسولى به سوى ما گسيل نكردى ، تا قبل از آنكه به عذاب استيصال هلاك و بيچاره شويم ، آيات تو را پيروى كنيم ؟ .
بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند : ضمير مذكور به رسول بر مىگردد ، هر چند چنين لفظى قبلا نيامده ، ولى از مضمون آيه قبلى استفاده مىشود ، به شهادت اينكه گفتند : « چرا رسولى به سوى ما نفرستادى » و اين وجه از نظر لفظ وجهى قريب و نزديك به ذهن است ، ولى معناى اول از نظر معنا قريب به ذهن است ، و جمله * ( « فَنَتَّبِعَ آياتِكَ » ) * آن را تاييد مىكند ، چون نفرمود :
« فنتبع رسولك » .
* ( « قُلْ كُلٌّ مُتَرَبِّصٌ فَتَرَبَّصُوا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ أَصْحابُ الصِّراطِ السَّوِيِّ وَمَنِ اهْتَدى » ) * .
كلمه « تربص » به معناى انتظار است ، و « صراط سوى » به معناى راه مستقيم است ، و جمله « كل متربص » معنايش اين است كه بگو هر يك از ما و شما منتظريم ، ما منتظريم تا وعده اى كه در باره شما خدا به ما داده ، كه دين خود را بر كفر شما جلو مىاندازد و نور خود را تمام مىكند فرا رسد ، شما هم منتظريد تا بلاها بر سر ما هجوم آورد ، و شما بتوانيد دعوت حق ما را باطل كنيد ، و هر يك از ما و شما راه خود را به سوى آرزو و هدف خود گرفته ، پيش
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 37 .