تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
كرده كه مراد از عزم در آيه شريفه عزم بر معصيت است و لازمه اش اين است كه نسيان به معناى حقيقيش باشد و بنا بر اين آدم در حين خوردن از درخت به ياد عهد نبوده و عزم بر معصيت نداشته پس پروردگار خود را نافرمانى نكرد . و ما در سابق گفتيم كه اين قول با جمله « ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِه الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ » نمىسازد ، چون از اين آيه بر مىآيد : آدم با توجه به نهى از درخت خورد تا ملك و خالد شود علاوه بر اين آيه با اين معنايى كه ابن عباس برايش كرد با سياق آيات سابق بر آن و نيز آيات بعدى نمىسازد و سزاوار اين است كه كسى مثل ابن عباس را كه آن همه فضل و علم دارد اجل از آن بدانيم كه چنين قولى را به او نسبت دهيم . و اما آنچه در روايت بود كه رسول خدا ( ص ) وقتى شنيد كه على ( ع ) مىخواهد دختر ابى جهل را خواستگارى كند بر او خشم گرفت اشاره است به مطلبى كه در صحيح بخارى و صحيح مسلم به چند طريق از مسور بن مخرمه آمده و عبارت بعضى از آن طرق چنين است : على بن ابى طالب با آنكه فاطمه در نكاح او بود دختر ابى جهل را خواستگارى كرد همين كه فاطمه شنيد نزد رسول خدا ( ص ) آمد و گفت : قومت مىنشينند و به يكديگر مىگويند كه تو براى خاطر دخترانت هيچ وقت غضب نمىكنى و حالا على قصد ازدواج دختر ابو جهل را نموده . مسور مىگويد : رسول خدا ( ص ) بر خاست و بعد از اداى شهادتين فرمود من دخترم ( زينب ) را به ابى العاص بن ربيع دادم او ( به شكرانه اين عمل برايم رام شد و ) با من آشتى كرد و از آن به بعد هيچ دروغى به من نگفت و فاطمه پاره تن من است و من دوست ندارم ( با زن گرفتن بر سر او ) دچار درد سرش كنند به خدا سوگند هرگز دختر رسول خدا ( ص ) با دختر دشمن خدا در يك شوهر جمع نمىشود مسور مىگويد على كه اين را شنيد دست از خواستگارى خود برداشت . و اگر در مضمون اين حديث دقت كنيم قطعا سوء ظن به آن پيدا مىكنيم براى اينكه در اين حديث رسما لكه اى به رسول خدا ( ص ) چسبانده‌اند براى اينكه اگر راستى رسول خدا ( ص ) از اين عمل على ( ع ) عصبانى شده باشد معلوم مىشود خود او هم گرفتار تعصبات جاهليت بوده و بدون هيچ مجوزى عصبانى شده ( از تراشنده اين حديث مىپرسيم ) : رسول خدا ( ص ) به چه دليل بر على خشم گرفت ؟ آيا به دليل آيه قرآن كه مىفرمايد : « فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَثُلاثَ وَرُباعَ - هر زنى را كه دوست مىداريد بگيريد دو تا سه تا چهار تا . . . » ؟ با اينكه حكمى است عمومى و دختر رسول خدا ( ص ) از آن استثنا نشده و به آيه ديگرى تخصيص