تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
مخالف با قرآن كريم است ، و از همين جا ضعف روايت روضه كافى هم روشن مىشود زيرا روضه كافى به سند خود از ابى حمزه از امام باقر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : خداى تعالى به آدم عهد كرد كه نزديك اين درخت مشو ، ولى همين كه وقت آن شد كه خدا مىدانست آدم از آن خواهد خورد آدم عهد خود را فراموش كرد و از آن درخت خورد و اين همان معنايى است كه آيه * ( « وَلَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَه عَزْماً » ) * بيان مىكند « 1 » . اين قول منسوب به ابن عباس است و اصل آن روايتى است كه الدر المنثور از زبير بن به كار در كتاب موفقيات از ابن عباس آورده كه گفت : من از عمر بن خطاب معناى آيه « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ » « 2 » را سؤال كردم ، عمر گفت : عده اى از مهاجرين بودند كه در انسابشان ننگهايى بود روزى گفتند : به خدا سوگند دوست مىداريم خداوند آيه اى نازل كند و انساب ما را معرفى نمايد ( تا مردم اينقدر در باره ما حرف نزنند ) در پاسخ آنان اين آيه نازل شد . آن گاه عمر به من گفت : رفيق شما يعنى على بن ابى طالب اگر سرپرست مسلمين شود زهد مىورزد ولى مىترسم دچار عجب گردد آن وقت هلاك شود . گفتم اى امير المؤمنين ! اين چه حرفى است در باره رفيق ما مىزنى تو خود آنچه را ما در باره او مىگوييم خوب مىدانى او مردى است كه هيچ حكمى را تغيير نداد و از حق عدول نكرد و در تمامى ايام صحبتش با رسول خدا يك لحظه منحرف نشد و آن جناب را به خشم نياورد ؟ گفت : و نه در خصوص دختر ابى جهل كه على ( ع ) خواست با اينكه فاطمه در نكاح او بود از او خواستگارى كند ؟ گفتم : خداى تعالى در باره نافرمانى آدم گفت : * ( « وَلَمْ نَجِدْ لَه عَزْماً » ) * و صاحب ما عازم بر به خشم آوردن رسول خدا ( ص ) نبود و ليكن خاطره هايى بود كه هيچ كس نمىتواند آنها را از خود دور سازد و چه بسا مىشود كه فقيه در دين خدا و عالم به امر خدا وقتى تذكرى به او مىدهند بر مىگردد و توبه مىكند . عمر گفت : اى ابن عباس هر كس بپندارد كه مىتواند با شما در درياى شما شناورى كند تا به قعر آن برسد خيلى نفهمى كرده است « 3 » . پس به طورى كه ملاحظه مىكنيد ابن عباس دليل خود را بر اين اساس پايه گذارى
هامش
( 1 ) روضه كافى ، ج 8 ، ص 113 . ( 2 ) اى كسانى كه ايمان آورديد از چيزهايى كه اگر فاش شود ناراحت مىشويد پرسش مكنيد . سوره مائده ، آيه 101 . ( 3 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 309 .