مىشوند ، بعدا كور مىگردند . و بعضى « 1 » ديگر گفتهاند : نخست بينا محشور مىشوند ، بعد كور مىگردند ، و در آخر باز بينا مىشوند .
ولى همه اين حرفها از باب مقايسه اوضاع و احوال قيامت است به نظائر دنيايى آن و اين قياس ، قياسى است مع الفارق و بى جا ، براى اينكه آنچه از ظاهر مسلم قرآن و سنت استفاده مىشود اين است كه نظام حاكم در آخرت غير نظام حاكم در دنيا و غير آن نظامى است كه معهود ذهن ما از طبيعت است ، آنچه ما از بصير و اعمى به ذهن داريم اين است كه بصير عبارت از كسى است كه همه ديدنىها را ببيند ، و كور آن كسى است كه آنچه را كه قابل رؤيت است نبيند .
ولى هيچ دليلى نداريم بر اينكه آنچه اين كلمات در دنيا معنا مىدهد در آخرت هم به همان معنا است ، ممكن است معناى آخرتى آنها تبعيض شود ، يعنى مجرم كه كور محشور مىشود ، سعادت زندگى آخرتى و رستگارى به كرامت آخرت را نبيند ، ولى نامه عمل خود را كه حجت را بر او تمام مىكند و نيز اوضاع هول انگيز ، و هر چه را كه مايه شدت عذاب او است از آتش و غير آتش را ببيند ، هم چنان كه قرآن آنان را از مشاهده پروردگار خود محجوب معرفى نموده و فرموده است : « إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ » « 2 » .
* ( « قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها وَكَذلِكَ الْيَوْمَ تُنْسى . . . » ) * .
اين آيه جواب از سؤالى است كه كردند كه چرا : مرا كور محشور كردى با اينكه بينا بودم ؟ و اشاره « كذلك » به كور محشور شدن است كه در سؤال بود و اشاره دومى يعنى * ( « كَذلِكَ الْيَوْمَ » ) * به معناى جمله * ( « أَتَتْكَ آياتُنا » ) * است ، و معنايش اين است كه خداى تعالى در جواب فرمود : همانطور كه كور محشورت كرديم ، آيات ما برايت آمد و تو فراموشش كردى ، و همانطور كه آيات ما برايت آمد و تو فراموشش كردى ، امروز فراموشت كرديم ، و خلاصه معنا اينكه كور محشور شدنت در امروز كه هيچ چيز را نبينى ، به جاى فراموش كردنت آيات ما را در دنيا است ، و هدايت نشدنت به هدايت ما در دنيا ، مثل هدايت نشدنت به راه نجات در امروز است ، باز به عبارت ديگر اگر امروز كور محشورت كرديم ، عينا به مانند آنچه در دنيا كردى مجازاتت نموديم ، و اين همان معنايى است كه آيه « وَجَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها » « 3 » مانند آن تذكر مىدهد .
هامش
( 1 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 34 .
( 2 ) آنها از معرفت پروردگارشان محجوب و محرومند . سوره مطففين ، آيه 15 .
( 3 ) كيفر هر بدى ، بدى ديگر است . سوره شورى ، آيه 40 .