و بعضى « 1 » ديگر گفتهاند : ترس آن حضرت از اين بوده كه مردم بعد از ديدن سحر ساحران متفرق شده و فرار كنند ، و ديگر نايستند تا وى عصاى خود را بيندازد ، آن وقت فرعون تساوى دو گروه را ادعا كند و در نتيجه زحمات بىاثر بماند .
ليكن اين حرف نيز صحيح نيست ، براى اينكه خلاف ظاهر آيه است ، چون ظاهر آيه شريفه اين است كه جمله * ( « فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِه خِيفَةً . . . » ) * متفرع بر جمله * ( « فَإِذا حِبالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْه . . . » ) * باشد ، و خلاصه ترس او از ناحيه همان « ما خيل اليه » بوده ، يعنى از آنچه به نظرش رسيده ترسيده نه از فرار و تفرقه مردم ، زيرا اگر ترسش از اين بود ، هرگز راضى نمىشد كه ابتدا آنها سحر خود را ارائه دهند ، علاوه بر اين ، اين وجه با تقويتى كه خداى تعالى از دل او كرد و فرمود : * ( « قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الأَعْلى » ) * جور در نمىآيد و جا داشت بفرمايد :
« نترس ما نمىگذاريم متفرق شوند تا تو عصاى خود را بيفكنى » .
و به هر حال از احساس ترس موسى ( ع ) بر مىآيد كه ساحران سحرى نشان دادهاند كه شبيه به معجزه و نزديك به آن بوده ، هر چند كه با همه عظمتش سحر و خالى از حقيقت بوده است ، ولى آنچه موسى ( ع ) آورده بود معجزه و داراى حقيقت بود .
و به همين جهت مىبينيم خداى تعالى سحر آنها را بزرگ شمرده و فرمود : « فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجاؤُ بِسِحْرٍ عَظِيمٍ » و لذا خداى تعالى موسى ( ع ) را آن چنان تاييدى كرد كه ديگر نقطه ابهام و كمترين اشتباهى براى مردم باقى نماند ، آرى عصاى موسى از دم سحر ساحران را درو كرد و همه را بلعيد .
* ( « قُلْنا لا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الأَعْلى ) * . . . * ( حَيْثُ أَتى » ) * در اين جمله به منظور تاييد و تقويت موسى ( ع ) او را از ترسيدن نهى مىكند و نهى خود را تعليل مىكند به اينكه « تو برنده و غالبى » پس معنا اين مىشود كه : تو از هر جهت ما فوق آنهايى و چون چنين است ديگر هيچ يك از نقشه هاى شوم آنان و سحرشان به تو كارى نمىكند ، پس ديگر موجبى نيست كه بترسى .
* ( « وَأَلْقِ ما فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ ما صَنَعُوا . . . » ) * - در اين جمله موسى ( ع ) مامور مىشود كه عصاى خود را بيفكند تا همه آنچه را كه آنها درست كرده بودند ببلعد و اگر عصا را
هامش
( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 22 ، ص 84 .
( 2 ) همين كه انداختند ديدگان مردم را جادو كرده و آنان را به وحشت افكندند و سحرى بس بزرگ آوردند . سوره اعراف ، آيه 116 .