همه چيز را مىبيند و مىشنود و از هر چيزى آگاهى دارد .
بعضى « 1 » از علما با اين آيه استدلال كردهاند بر اينكه سمع و بصر در خداى تعالى دو صفتند زائد بر صفت علم ، چون اگر آن دو نيز همان علم بوده باشند ، بايد آوردن جمله * ( « أَسْمَعُ وَأَرى » ) * بعد از جمله * ( « إِنَّنِي مَعَكُما » ) * تكرار باشد و تكرار خلاف اصل است .
و اين استدلال موهونترين استدلالى است كه در اين باره شده است ، براى اينكه :
اولا : در سابق هم تذكر داديم كه مفاد جمله * ( « إِنَّنِي مَعَكُما » ) * حضور و شهادت است و حضور و شهادت غير از علم است .
و ثانيا : ما برهانهاى يقينى داريم بر اينكه صفات ذاتى خداى تعالى كه عبارتند از « حيات » ، « علم » ، « قدرت » ، « سمع » و « بصر » عين ذاتند و بعضى عين بعض ديگرند ، و ديگر با بودن يقين ممكن نيست ظهور لفظى ظنى مخالف منعقد گردد .
و ثالثا : براى اينكه مساله از مسائل اصول معارف دينى است و در اصول ، جز به علم نمىتوان اعتماد و ركون نمود و دليلى كه با امثال « اصل عدم تكرار است » تمام و تكميل شود ، از چنين مباحثى اجنبى است .
* ( « فَأْتِياه فَقُولا إِنَّا رَسُولا رَبِّكَ . . . » ) *
در اين جمله امر و دستور به رفتن نزد فرعون تجديد شده ، البته بعد از آنكه آن دو جناب را با وعده حفظ و نصرت تامين داده ، چيزى كه هست در اين امر مجدد رسالت آن دو را كاملا بيان فرموده است ، و آن اين است كه نزد وى روند ، و او را به ايمان و رفع يد از عذاب بنى اسرائيل دعوت نموده ، پيشنهاد كنند كه بنى اسرائيل را رخصت دهد تا با آن دو جناب به هر جا خواستند بروند .
در اين بيان و گفتگوى با فرعون هر جا كه وجهه سخن دگرگون شده همان دستور قبلى به مقتضاى تناسب مقام تكرار شده ، مثلا بار اول فرمود : « نزد فرعون برو كه او طغيان كرده است » بار دوم كه بعد از درخواستهاى موسى ( ع ) بود چنين تكرار كرد كه : « تو و برادرت نزد فرعون شويد كه او طغيان كرده است » ، بار سوم كه موسى اظهار خوف كرد و خداى تعالى تامينش داد ، چنين تكرار فرمود : « نزد او شويد و بگوييد . . . » كه در اين نوبت تفصيل جزئيات وظائفى را كه دارند بيان نمود .
پس در جمله * ( « فَأْتِياه فَقُولا إِنَّا رَسُولا رَبِّكَ » ) * مامور شدهاند خود را به عنوان فرستاده
هامش
( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 22 ، ص 61 .