على ( ع ) همين معنا آمده ولى در روايتى ديگر رد شده است ، سياق آيه هم مىرساند كه كندن كفش صرفا به منظور احترام مكان بوده « 1 » .
و در مجمع البيان در ذيل جمله * ( « أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي » ) * گفته است : بعضى گفتهاند معنايش اين است كه هر وقت به يادت آمد كه نمازى به گردنت هست چه در وقت و چه در خارج وقت ، آن را به جاى آر ، و اين قول از بيشتر مفسرين نقل شده و از امام ابى جعفر ( ع ) هم نقل شده و روايت انس از رسول خدا ( ص ) كه فرمود : « هر كه نماز را فراموش كرد هر وقت يادش آمد بخواند ، ديگر كفاره اى به گردنش نيست » آن را تاييد مىكند ، و اين روايت را مسلم در صحيح خود آورده است « 2 » .
مؤلف : اين حديث به طرق ديگرى از اهل سنت با سند و بى سند از رسول خدا ( ص ) نقل شده « 3 » ، و از طرق شيعه از امام باقر و صادق ( ع ) آمده است « 4 » .
و در مجمع البيان در ذيل جمله * ( « أَكادُ أُخْفِيها » ) * از ابن عباس نقل كرده كه جمله را به صورت : « اكاد اخفيها عن نفسى » قرائت كرده و در قرائت ابى نيز به همين صورت آمده و از امام صادق ( ع ) نيز روايت شده ( كه بنا بر آن معنا چنين مىشود : نزديك است كه وقت قيامت را از خودم هم پنهان بدارم ) « 5 » .
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه و خطيب و ابن عساكر ، از اسماء بنت عميس روايت آوردهاند كه گفت : رسول خدا ( ص ) را ديدم كه در مقابل كوه ثبير ايستاده بود و مىفرمود : « اى كوه ثبير روشن باش ، اى كوه ثبير روشن باش ، بار الها از تو آن مىخواهم كه برادرم موسى خواست و آن اين است كه : سينهام را گشاده كنى ، و كارم را آسان سازى و گره از زبانم باز كنى ، تا سخنانم را بفهمند ، و از اهل بيتم برادرم على را وزيرم سازى ، و پشتم را به وسيله او محكم كنى و او را در كار من شريك سازى ، تا تو را بسيار تسبيح كنيم ، و بسيار ذكر گوييم ، كه تو به ما بصير هستى » « 6 » .
مؤلف : قريب به اين معنا از سلفى از امام باقر ( ع ) و همچنين در
هامش
( 1 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 292 .
( 2 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 6 .
( 3 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 171 .
( 4 ) فروع كافى ، ج 3 ، ص 293 ، ح 4 و 5 .
( 5 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 6 .
( 6 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 295 .