نيستى ، بلكه بنده و مربوب ربى هستى .
و نيز فرمود : * ( « وَالسَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى » ) * و نفرمود : « سلام بر تو اگر هدايت را دنبال كنى » هم چنان كه در جمله مقابلش نيز اعتنايى به وى نكرد و به طور كلى فرمود : « * ( أَنَّ الْعَذابَ عَلى مَنْ كَذَّبَ وَتَوَلَّى ) * - عذاب سرنوشت هر كسى است كه تكذيب كند و اعراض نمايد » .
همه اينها را اگر به دقت در نظر بگيريم مناسبتر است با لحن جمله * ( « لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَأَرى » ) * و نكته اى كه از آن استفاده مىشود ، زيرا از آن كمال احاطه و عزت و قدرتى بر مىآيد كه هيچ نيرويى تاب مقاومت در برابرش را ندارد ، ( آرى در دعوت به عبوديت و ربوبيت چنين خدايى مناسبتر همان است كه فرعونها بىمقدار و به هيچ گرفته شوند ) .
اما اين تعبيرات در عين حال كه بىمقدارى و بىارزشى فرعون را مىرساند ، اولا هيچگونه خشونتى نداشته و از نرمى و ملايمت كه قبل از اين موسى را بدان امر مىكرد بيرون نشده است ، و ثانيا سخن حق را به گوش فرعون رسانيده ، بدون اينكه تملق كرده و از سلطنت باطل فرعون و عزت دروغيش مرعوب شده باشد .
بحث روايتى
در تفسير قمى در روايت ابى الجارود از امام باقر ( ع ) آمده كه در ذيل جمله * ( « آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ » ) * مىفرمود : « يعنى پاره اى آتش برايتان بياورم تا گرم شويد » ، « * ( أَوْ أَجِدُ عَلَى النَّارِ هُدىً ) * - يا بر سر آن آتش كسى را بيابم كه راه را بما نشان دهد » چون موسى ( ع ) راه را گم كرده بود « 1 » .
و در كتاب فقيه آمده كه شخصى از امام صادق ( ع ) پرسيد : چرا موسى ( ع ) مامور كندن كفش خود شد كه قرآن در باره اش مىفرمايد : * ( « فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً » ) * ؟ فرمود : چون كفشهايش از پوست خر مرده بود « 2 » .
مؤلف : اين روايت را تفسير قمى نيز بدون ذكر سند و آن هم با ضمير ( يعنى از آن حضرت ) آورده « 3 » و در الدر المنثور هم از عبد الرزاق و فارابى و عبد بن حميد و ابن ابى حاتم از
هامش
( 1 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 60 .
( 2 ) الفقيه ، ج 1 ، ص 160 ، ح 2 .
( 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 60 .