به وجهى مىتوان يكى از اين موارد را محمل آيات زير دانست كه مىفرمايد :
« الْقارِعَةُ مَا الْقارِعَةُ وَما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ ، يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ » « 1 » و نيز مىفرمايد : « الْحَاقَّةُ مَا الْحَاقَّةُ وَما أَدْراكَ مَا الْحَاقَّةُ » « 2 » .
* ( « قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَأَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي وَلِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى » ) * .
« عصا » معنايش معروف است ، و از نظر لغت در حكم مؤنث است و كلمه « اتوكؤ » از مصدر توكى است كه به معناى اعتماد و تكيه دادن است ، و كلمه « هش » به معناى چوب زدن به درخت براى ريختن برگ آن است تا گوسفندان آن را بخورند ، و كلمه « مارب » جمع ماربه است ، كه راء آن با هر سه صدا خوانده مىشود ، و به معناى احتياج است ، و مراد از اينكه گفت : « مرا در آن ماربى ( حوائجى ) ديگر است » اين است كه اين عصا حوائجى ديگر از من بر مىدارد ، و معناى آيه روشن است .
و اگر موسى در پاسخ خداى تعالى پر گويى كرد ، و به ذكر اوصاف و خواص عصايش پرداخت ، مىگويند بدين جهت بود كه مقام اقتضاى آن را داشت ، چون مقام خلوت و راز دل گفتن با محبوب است ، و با محبوب سخن گفتن لذيذ است ، لذا نخست جواب داد كه اين عصاى من است ، سپس منافع عمومى آن را بر آن مترتب كرد ، نكته اينكه گفت « اين عصاى من است » هم همين بوده .
و ما در ذيل آيه قبلى وجه ديگرى براى اين استفهام و جوابش ذكر كرديم ، كه بنا به آن وجه كلام موسى از باب پر گويى با محبوب نبوده ، مخصوصا با در نظر داشتن اينكه ساير منافعش را هم خاطر نشان ساخت و گفت : « و مرا در آن حوائجى ديگر است » نظريه ما تاييد مىشود .
* ( « قالَ أَلْقِها يا مُوسى ) * . . . * ( سِيرَتَهَا الأُولى » ) * .
« سيره » به معناى حالت و طريقه است ، اين كلمه در اصل ، معناى نوعى از سير مىداده ، هم چنان كه جلسه به معناى نوعى نشستن است .
خداى سبحان در اين آيه به موسى دستور مىدهد عصاى خود را از دست خود بيندازد ، و او چون عصا را مىاندازد مىبيند مارى بزرگ شد ، كه با چابكى و چالاكى هر چه بيشتر به راه
هامش
( 1 ) كوبنده چه كوبنده عظيمى است . و تو نمىدانى كه كوبنده چيست ؟ روزى است كه مردم چون ملخ فرارى ، روى هم مىريزند ، سوره قارعه ، آيات 1 - 4 .
( 2 ) قيامت آن روز حق و حقيقت است كه حقوق خلق و خلايق امور در آن به ظهور مىرسد . دانى چه روز هولناك سختى است ؟ چگونه سختى و عظمت آن روز را درك توانى كرد ؟ سوره حاقه ، آيات 1 - 3 .