تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
مبادا پيروان هواى نفس كه به خاطر همين پيرويشان كافر به قيامت گشته ، از عبادت پروردگارشان اعراض نمودند ، تو را از ايمان به آن منصرف كنند و از ياد آن و ياد شؤونات آن غافل سازند تا هلاك گردى . و شايد جهت اينكه فرمود « هوايش را پيروى كرد » ، و نفرمود « پيروى مىكند » ، با اينكه كلمه مضارع « فتردى » را به آن عطف كرد ، اين بوده كه بفهماند پيروى هوى علت عدم ايمان است .
* ( « وَما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى » ) * . از اينجا وحى رسالت موسى آغاز مىشود ، چون وحى نبوتش در سه آيه گذشته تمام شد ، استفهام در اين جمله استفهام تقرير است ، از آن جناب سؤال شده كه در دست راست چه دارى ؟ و منظور اين است كه خودش نام آن را ببرد ، و متوجه اوصاف آن كه چوب خشكى است بىجان ، بشود ، تا وقتى مبدل به اژدهايى مىشود آن طور كه بايد در دلش عظيم بنمايد . و ظاهرا مشار اليه به كلمه « تلك » كه آلت اشاره به مؤنث است ، يا « عودة » ( چوبدستى ) بوده ، و يا « خشبه » ( چوب ) كه چون تاء تانيث در آخر دارند ، با « تلك » بدان اشاره شده است ، و گر نه ممكن بود به اعتبار « شىء » ، كلمه « ذلك » به كار برده و پرسيده باشد « اين چيست به دستت » ، و اگر اينطور نپرسيد ، و آن طور پرسيد ، خواست نسبت به آن تجاهل بفرمايد ، و گويا بفهماند من نمىدانم آن كه به دست تو است عصا است ، و الا اگر تجاهل در كار نبود استفهام معنا نداشت ، و اين تجاهل نظير تجاهلى است كه ابراهيم ( ع ) نسبت به آفتاب و ماه و ستاره كرد ، و هر يك را ديد گفت اين پروردگار من است ، تا وقتى به آفتاب رسيد گفت : « هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ » « 1 » . ممكن هم هست اشاره با « تلك » به همان عصا باشد ، اما نه به اين منظور كه از اسم و حقيقت آن اطلاع دارد ، تا در نتيجه استفهام لغو باشد ، بلكه به اين منظور بوده كه اوصاف و خواص آن را ذكر كند ، مؤيد اين احتمال كلام مفصل موسى ( ع ) است كه در پاسخ به اوصاف و خواص عصايش پرداخت ، گويا وقتى شنيد مىپرسند : آن چيست به دستت ؟ فكر مىكند لا بد اوصاف و خواص آن را مىخواهند ، و گر نه در عصا بودن آن كه ترديدى نيست ، و اين خود طريقه معمولى است كه وقتى از امر واضحى سؤال مىشود كه انتظار ندانستنش از احدى نمىرود ، در پاسخ به ذكر اوصاف آن مىپردازند .
هامش
( 1 ) اين پروردگار من است ، چون اين ( از آن دو ) بزرگتر است . سوره انعام ، آيه 78 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 198 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى