گريبان و زير بغلت ببر ، و آن را نورانى بيرون آر ، بدون اينكه دچار برص و يا هر حالت بد ديگرى شده باشد .
جمله * ( « آيَةً أُخْرى » ) * حال از ضمير در « تخرج » است ، و اشاره است به اينكه اژدها شدن عصا يك آيت بود ، و يد بيضاء آيت دومى ، هم چنان كه در همين باره فرموده « فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى فِرْعَوْنَ وَمَلَائِه » « 1 » .
* ( « لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى » ) * .
« لام » بر سر اين جمله لام تعليل است ، و جمله متعلق به مصدر است ، گويا گفته شده : آنچه ما به دست تو اجراء كرديم براى اين بود كه بعضى از آيات كبراى خود را به تو نشان دهيم .
* ( « اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّه طَغى » ) * .
آيات سابق بر اين ، كه مىفرمود : * ( « وَما تِلْكَ بِيَمِينِكَ . . . » ) * عنوان مقدمه داشت ، و جمله مورد بحث فرمان رسالت است .
* ( « قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي ) * . . . * ( إِنَّكَ كُنْتَ بِنا بَصِيراً . . . » ) *
يازده آيه است كه متن درخواست موسى از پروردگارش را نقل مىكند ، كه بعد از مسجل شدن رسالتش چه چيزهايى از پروردگارش درخواست نمود ، و از ظاهر آن پيدا است كه آنچه درخواست كرده وسائلى بوده كه در امر رسالتش بدان محتاج بوده نه در امر نبوت ، آرى رساندن رسالت خدا به فرعون و درباريانش و نجات دادن بنى اسرائيل ، و اداره امور ايشان ، آن وسائل را لازم داشته ، نه مساله نبوتش .
مؤيد اين احتمال اين است كه اين درخواستها را بعد از تماميت نبوتش ، يعنى دنبال آيات سه گانه سابق نياورد ، بلكه بعد از فرمان رسالتش ، يعنى آيه * ( « اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّه طَغى » ) * آورد .
بله آيات چهارگانه اول كه از آيه * ( « رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي » ) * شروع مىشود بى ارتباط به امر نبوت نيست ، چون امر نبوت عبارت است از تلقى و گرفتن عقايد دين و احكام عملى آن از ساحت مقدس ربوبى ، كه آن نيز به داشتن شرح صدر و آن سه تاى ديگر نيازمند است .
پس جمله * ( « رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي » ) * از باب استعاره تخييليه و استعاره به كنايه است ، چون « شرح » به معناى گشاد كردن و باز كردن است ، گويا سينه انسان را كه قلب در آن
هامش
( 1 ) اين دو برهان است از پروردگارت به سوى فرعون و رجال دربارش . سوره قصص ، آيه 32 .