ممكن هم هست معناى جمله « نزديك است پنهانش بدارم » اين باشد كه نزديك است از آن خبر ندهم ، تا مخلصين از غير مخلصين جدا شده و شناخته شوند ، چون بيشتر مردم خداى را به اميد ثواب و ترس از عقاب عبادت مىكنند ، و يا از نافرمانيش خوددارى مىنمايند ، در حالى كه درستترين عمل آن عملى است كه صرفا براى رضاى خدا انجام شود ، نه به طمع بهشت و ترس از جهنم ، و با پنهان داشتن روز قيامت اين تميز به خوبى صورت مىگيرد ، و معلوم مىشود چه كسى خداى را به حقيقت بندگى مىكند ، و چه كسى در پى بازرگانى خويش است .
بعضى « 1 » گفتهاند : معناى « نزديك است پنهانش بدارم » اين است كه نزديك است حتى از خودم هم كتمانش كنم ، و اين تعبير كنايه از شدت كتمان و مبالغه در آن است ، چون خود آدميان نيز وقتى مىخواهند سرى را كتمان كنند و در كتمان آن مبالغه نمايند مىگويند :
نزديك است كه از خودم هم پنهانش بدارم ، تا چه رسد به اينكه براى ديگران آن را فاش سازم ، صاحب اين قول گفتار خود را به روايت نسبت داده .
* ( « لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى » ) * - اين جمله متعلق است به كلمه « آتية » و معنايش واضح است .
* ( « فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنْها مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها وَاتَّبَعَ هَواه فَتَرْدى » ) * .
كلمه « صد » به معناى منصرف كردن است و كلمه « فتردى » از مصدر « ردى » به معناى هلاكت است ، و دو ضمير « عنها » و « بها » به ساعت بر مىگردد ، و معناى « صد از ساعت » اين است كه دلهاى مردم بىايمان ، تو را از اينكه به ياد آن بيفتى منصرف سازد ، تا در باره آن و خصوصياتش فكر نكنى ، و متوجه نشوى كه روزى است كه هر نفسى به هر چه كرده پاداش مىشود ، و نيز مراد از بىايمان ، همان كسانى است كه نسبت به آن روز و شؤوناتش كافرند .
جمله * ( « وَاتَّبَعَ هَواه » ) * نسبت به جمله * ( « مَنْ لا يُؤْمِنُ » ) * به منزله عطف تفسيرى است و چنين معنا مىدهد كه : عدم ايمان به قيامت خود مصداق پيروى هوى است ، و چون صالح براى تعليل است ، عليت هوى را براى ايمان نياوردن افاده مىكند ، و به دلالت التزام از آن استفاده مىشود كه ايمان به قيامت حق و مخالف با هوى است ، و منجى و مخالف با هلاكت است ، بنا بر اين حاصل كلام اين مىشود : وقتى قيامت آمدنى و جزاء واقع شدنى باشد ، پس
هامش
( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 22 ، ص 20 .