تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
آنجا سر چشمه گرفته و بدانجا منتهى مىشود ، و آن مقام عبارت است از تختى قبه دار و مرتفع ، و داراى پايه هايى ساخته شده از چوب يا فلز ، كه ملك روى آن مىنشيند و احكام را صادر و اوامر اجراء مىكند ، خداى تعالى نيز همين مقام را دارد منهاى احتياج به نشيمنگاه و مادى بودن آن ، و چوبى يا فلزى بودن پايه هاى آن و امثال اين گونه لوازم ماديات و امكان آن . زيرا آيات محكمه قرآن از قبيل آيه « لَيْسَ كَمِثْلِه شَيْءٌ » « 1 » و آيه « سُبْحانَ اللَّه عَمَّا يَصِفُونَ » « 2 » دلالت دارند بر اينكه خدا جسم نيست ، و خواص جسم ندارد ، در نتيجه همين آيات آن لوازمى را كه آيه مورد بحث و آيه « وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ » « 3 » مستلزم آن است ، نفى مىكند ، پس عرش او مادى نيست ، و شكلى و بعدى مادى ندارد ، بعد از حذف اين لوازم از معناى عرش ، تنها اين باقى مىماند كه او صاحب مقامى است كه احكام جارى در نظام عالمى از آن مقام سر مىزند ، و اين مقام از مراتب علم او است كه از ذات او خارج است . و مقياس براى شناختن اصل معنا ( كه گفتيم ) از لوازم زائد بر معناى اصلى ، اين است كه آن معنايى كه با بودن آن اسم و عنوان باقى مىماند و با نبودن آن از بين مىرود ، آن معناى اصلى است ، هر چند كه مصاديق آن به خاطر اختلاف خصوصيات مختلف شود و در ممكنات مصداقى و در واجب الوجود مصداقى غير آن داشته باشد . اگر هنوز آن طور كه بايد مطلب براى خواننده روشن نشده مثالى مىزنيم تا روشن گردد و آن چراغ است كه به معناى آلت روشنايى است ، ولى مصداق آن در هر دوره چيزى بوده ، كه در دوره هاى بعد صورت آن فرق كرده ، يك روز چراغ به ظرفى مىگفته‌اند كه در آن روغن و فتيله بوده ، سر فتيله را روشن مىكردند ، مشتعل مىشد ، و از ماده چربى كه سر ديگر فتيله در آن بود سوخت مىگرفت ، و پيرامون خود را روشن مىكرد ، پس از قرنها همين اسم ( چراغ ) اسم شد براى شمعها و فانوسهاى نفتى ، و همچنين از مصداقى به مصداقى ديگر منتقل مىشد ، تا آنكه امروز اين اسم در چراغهاى الكتريكى مستقر شده ، كه نه آن ماده چرب چراغهاى اول را دارد ، و نه هيات و ريخت آنها را ، چيزى كه هست خاصيت آن را كه همان روشن كردن تاريكيها بود دارد ، و به همين جهت به طور قطع و به اطلاق حقيقى آن را چراغ مىگوييم .
هامش
( 1 ) چيزى شبيه او نيست . سوره شورى ، آيه 11 . ( 2 ) منزه است خدا از توصيفاتى كه برايش مىكنند . سوره صافات ، آيه 159 . ( 3 ) داراى عرشى بزرگ است . سوره مؤمنون ، آيه 86 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 178 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى