تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
بله از امام ابى جعفر ( ع ) به طورى كه در روح المعانى « 1 » آمده و از امام صادق ( ع ) به طورى كه معانى « 2 » الاخبار آورده ، چنين روايت شده كه به ثورى فرمود : كلمه « طه » يكى از اسماء رسول خدا ( ص ) است ، هم چنان كه در رواياتى ديگر آمده كه كلمه « يس » يكى از اسماء آن جناب است ، و نيز در الدر المنثور از ابن مردويه از سيف هر دو اسم را از ابى جعفر روايت كرده « 3 » . و چون از اسماء آسمانى آن جناب بوده مردم آن را نمىدانسته‌اند ، و قبل از نزول قرآن آن جناب را به آن اسامى نمىخواندند ، ليكن از آنجايى كه اين كلمه در لغت معنايى وصفى ندارد ، و بعيد است كه آن جناب را نامى بىمعنا بگذارند كه جز ذات معناى ديگرى در بر نداشته باشد ، علاوه بر اينكه آن جناب داراى اسم بود و همه نام او را مىدانستند ، و نيز با در نظر گرفتن اينكه حق مطلب در خصوص حروف مقطعه قرآن اين است كه رموزى است كه معنايى رمزى را در بر دارد ، و خدا آنها را بر آن جناب القاء فرموده ، و باز از آنجايى كه اين سوره با خطاب رسول خدا افتتاح شده ، و فرموده : * ( « طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ . . . » ) * هم چنان كه در سوره يس نيز فرموده « يس وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ - يس قسم به قرآن حكيم كه تو هر آينه از مرسلين هستى » ناگزير از ظاهر اين دو سوره استفاده مىشود كه معناى مشار اليه در دو كلمه « طه » و « يس » امرى است مربوط به شخص آن جناب ، كه واقعيت آن دو با وجود آن جناب محقق مىشود ، يعنى غير از وجود آن حضرت واقعيت ديگرى ندارد به خلاف ساير سوره هايى كه با حروف مقطعه شروع مىشوند ، پس مىفهميم كه اين دو كلمه دو صفت از شخصيت باطنى آن جناب است كه مختص به خود او است و ديگرى آن صفت را ندارد ، در نتيجه مىتوان گفت : دو اسم از اسماء مخصوص آن جناب است كه وقتى بر او اطلاق مىشده معنايش « اى كسى كه به طه و يس خطاب شدى » بوده و بعدا به تدريج و كثرت استعمال علم و نام خاص او شده است . اين آن مقدار توجيهى بود كه ما توانستيم براى روايت بكنيم ، كه خلاصه اش اين شد كه روايت از باب مسمى شدن به مثل نام معروف : « تابط شرا » و از قبيل شعر : انا ابن جلا و طلاع الثنايا إذا اضع العمامة تعرفونى
هامش
( 1 ) معانى الاخبار ، ص 22 ح 1 . ( 2 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 289 . ( 3 ) روح المعانى ، ج 16 ، ص 148 .
تفسير الميزان ( فارسي ) — صفحة 175 | السيد محمدحسين الطباطبائي / همدانى / سيد محمد باقر موسوى همدانى