مىباشد كه مقصودش اين بوده كه من فرزند كسى هستم كه گفتار مردم در باره اش بسيار شد ، و آن قدر به او « جلا جلا » گفتند تا آنكه اين كلمه نام او گرديد .
و در احتجاج طبرسى از حسن بن راشد روايت كرده كه گفت : شخصى از امام ابى الحسن موسى ( ع ) از معناى آيه * ( « الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » ) * سؤال كرد ، فرمود :
يعنى بر ريز و درشت و بزرگ و كوچك مسلط است « 1 » .
و در كتاب توحيد به سند خود از محمد به مارد روايت كرده كه گفت : شخصى از امام صادق ( ع ) از معناى آيه * ( « الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » ) * پرسيد ، حضرتش فرمود :
يعنى همه چيز از نظر دورى و نزديكى براى او يكسان است ، چنين نيست كه چيزى به او نزديكتر از چيزى ديگر باشد « 2 » .
مؤلف : اين روايت را قمى « 3 » نيز در تفسير خود از آن جناب ، و نيز صدوق « 4 » در توحيد به سند خود از مقاتل بن سليمان ، از آن حضرت ، و نيز كافى « 5 » و توحيد به سند خود از عبد الرحمن بن حجاج از آن جناب روايت كردهاند ، چيزى كه هست در اين روايت آخرى اين عبارت اضافى آمده كه « هيچ دورى از او دور نيست ، و هيچ نزديكى به او نزديك نيست ، هر چيزى از اين نظر براى او مساوى است » .
و در احتجاج از على ( ع ) روايت كرده كه در ضمن حديثى فرمود : معناى * ( « الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى » ) * اين است كه تدبير او مستولى و امر او بلند است « 6 » .
مؤلف : آنچه در اين 3 روايت در تفسير آيه آمده تفسير مجموع آيه است ، نه تنها تفسير كلمه « استوى » و گر نه جمله * ( « الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ » ) * جمله اى تام ، و مركب از مبتدا و خبر مىشد ، و حال آنكه سياق ساير آيات استواء همانطور كه اشاره شد با آن مساعد نيست .
مؤيد اين نظريه جمله « امر او بلند است » مىباشد كه در روايات اخير بود ، چون ظاهر اين جمله كه بعد از جمله « تدبير او مستولى است » قرار گرفته ، اين است كه بودن بر عرش مقصود در تفسير است ، پس روايات آيه را بر اين اساس تفسير مىكنند كه كلمه استواء
هامش
( 1 ) احتجاج ، ج 2 ، ص 157 .
( 2 ) توحيد صدوق ، ص 315 ، ح 1 .
( 3 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 59 .
( 4 ) توحيد صدوق ، ص 317 ، ح 7 .
( 5 ) اصول كافى ، ج 1 ، ص 128 ، ح 8 و توحيد صدوق ، ص 315 ، ح 2 .
( 6 ) احتجاج ، ج 1 ، ص 373 ، ط نجف .