داده ، همانطور كه سياق آيات آينده نيز كه سياق انحصار است آن را افاده مىكند ، و آن آيات زير است : « هُوَ الْحَيُّ لا إِله إِلَّا هُوَ » « 1 » ، « وَهُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ » « 2 » ، « هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ » « 3 » ، « أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّه جَمِيعاً » « 4 » ، « فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّه جَمِيعاً » « 5 » « وَلا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِه إِلَّا بِما شاءَ » و همچنين آياتى ديگر .
ممكن است در اينجا شبهه اى به وجود آيد و آن اين است كه در آيه مورد بحث همه صفات را ملك خدا دانسته كه عموميتش شامل صفاتى هم كه عين ذات است مىشود و حال آنكه صفات عين ذات خدا مانند حى و عليم و قدير و مانند حيات و علم و قدرت ، عين ذات است نه اينكه ملك ذات باشد ، در جواب اين شبهه مىگوييم كه اطلاق ملك بر نفس مالك جائز است ، هم چنان كه اين اطلاق در آيه « رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي » « 7 » هست كه در آن فرموده مالك نفس خود هستم .
بحث روايتى
در مجمع البيان در ذيل آيه * ( « ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى » ) * گفته است : روايت شده كه رسول خدا ( ص ) همواره در نماز يك پاى خود را بلند مىكرد ، تا سنگينيش بر پاى ديگر افتد و خسته تر شود ، كه خداى تعالى فرمود : * ( « طه ، ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى » ) * نظير اين روايت از امام صادق ( ع ) نيز رسيده « 8 » .
مؤلف : اين روايت را الدر المنثور از عبد اللَّه بن حميد و ابن منذر ، از ربيع بن انس ، و نيز از ابن مردويه ، از ابن عباس روايت كرده است « 9 » .
هامش
( 1 ) تنها او است زنده ، معبودى بجز او نيست . سوره مؤمن ، آيه 65 .
( 2 ) تنها او است داناى توانا . سوره روم ، آيه 54 .
( 3 ) تنها او است شنوا و بينا . سوره مؤمن ، آيه 56 .
( 4 ) تنها نيرو و همه نيرو از خدا است . سوره بقره ، آيه 165 .
( 5 ) عزت و همه اش تنها و تنها از آن خدا است . سوره نساء ، آيه 139 .
( 6 ) از علم او به هيچ مقدارش احاطه ندارند مگر آنچه را كه خودش بخواهد . سوره بقره ، آيه 255 .
( 7 ) خدايا من مالك غير نفس خود نيستم . سوره مائده ، آيه 25 .
( 8 ) مجمع البيان ، ج 7 ص 2 .
( 9 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 289 .