* ( « فَإِنَّما يَسَّرْناه بِلِسانِكَ لِتُبَشِّرَ بِه الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِه قَوْماً لُدًّا » ) * .
كلمه « تيسير » به معناى تسهيل است ، و از اين فهميده مىشود كه مىخواهد از سابقه اى خبر دهد كه با آن سابقه تلاوت و فهم قرآن دشوار بوده ، هم چنان كه در جاى ديگر در باره كتابش از مثل چنين حالتى خبر داده و فرموده « وَالْكِتابِ الْمُبِينِ ، إِنَّا جَعَلْناه قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ، وَإِنَّه فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ » « 1 » .
كه در آن خبر مىدهد از اينكه اگر قرآن به آن حال كه بود ( و اكنون نيز هست ) نزد خدا باقى مىماند و او را به اين صورت كه فعلا هست عربى و خواندنيش قرار نمىداد هيچ اميدى نمىرفت كه مردم آن را بفهمند و هم چنان على ( بلند پايه ) ، و حكيم ( غير قابل فهم و تعقل ) مىماند .
از اينجا اين معنا تاييد مىشود كه منظور از تيسير و آسان كردن آن ، اين است كه آن را به لسان عربى ، كه لسان مادرى آن حضرت است ، بر زبانش جارى كرد ، پس آيه مورد بحث از اين حقيقت خبر مىدهد كه خداى تعالى قرآن را به زبان او جارى كرد ، يعنى آسان كرد تا تبشير و انذار مردم آسان باشد .
بعضى « 2 » گفتهاند : معناى تيسير قرآن به زبان رسول خدا همين است كه از راه وحى آن را به زبان آن جناب جارى كرد ، وحى كلام الهى خود را به آن جناب اختصاص داد تا تبشير و انذار كند . ولى هر چند اين وجه در جاى خود وجهى عميق است ، ليكن وجه اول علاوه بر اينكه مورد تاييد آيات سابقه و امثال آن است ، با سياق آيات سوره مطابقتر نيز هست .
* ( « وَتُنْذِرَ بِه قَوْماً لُدًّا » ) * - مراد از قوم ، قوم رسول خدا است كه دشمنانى خطرناك بودند ، و كلمه « لد » جمع « الد » است ، كه مشتق از « لدد » به معناى خصومت است .
* ( « وَكَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُمْ مِنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزاً » ) * « احساس » به معناى ادراك به حس ، و « ركز » به معناى آواز است ، كه بعضى « 3 » گفتهاند ، معناى اصليش همان حس است . و خلاصه معناى آن اين است كه قوم نامبرده هر چند دشمن و اهل مجادلهاند ، ليكن نمىتوانند خداى را با دشمنى خود عاجز كنند ، زيرا چه بسيار مردمى مانند ايشان كه قبل از ايشان هلاك كرديم ، و نابود شدند و امروز احدى نيست كه صدايى از ايشان بشنود ، و يا يكى از ايشان را ببيند و احساس كند .
هامش
( 1 ) سوگند به كتاب روشنگر . كه ما آن را خواندنىيى عربى كرديم ، شايد تعقل كنيد . و سوگند كه اين خواندنى قبلا در ام الكتاب نزد ما بود ، كه مقامى بلند و فرزانه دارد . سوره زخرف ، آيات 2 - 4 .
( 2 ) منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 162 .
( 3 ) مجموعة من التفاسير ، ج 4 ، ص 185 .